مولای موحدین و امیرالمؤمنین، حضرت علی، در حکمت ۳۹ «نهجالبلاغه» اینگونه میفرمایند: «لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ.»؛ «کارکرد اصلی نافله، تقرّب انسان به خداوند است»؛ اما ایشان میفرمایند که نافله انسان را به خداوند نزدیک نمیسازد، اگر به فرائض و واجبات لطمه وارد کند. زمانی که یک عمل مستحب در تعارض با یک امر واجب قرار گیرد و به آن آسیب بزند، آن عمل مستحب موجب تقرّب به خداوند نخواهد شد. تبیین دقیق این مسئله که …

گعدۀ ۱۴۰۴/۰۶/۰۹
۸,۰۰۰ تومان
بخش اوّل: تبیین رابطه فرائض و نوافل در پرتو کلام امیرالمؤمنین و تحلیل وقایع پس از رحلت رسول اکرم
مقدمه
مولای موحدین و امیرالمؤمنین، حضرت علی، در حکمت ۳۹ «نهجالبلاغه» اینگونه میفرمایند: «لَا قُرْبَهَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ.»؛ «کارکرد اصلی نافله، تقرّب انسان به خداوند است»؛ اما ایشان میفرمایند که نافله انسان را به خداوند نزدیک نمیسازد، اگر به فرائض و واجبات لطمه وارد کند. زمانی که یک عمل مستحب در تعارض با یک امر واجب قرار گیرد و به آن آسیب بزند، آن عمل مستحب موجب تقرّب به خداوند نخواهد شد. تبیین دقیق این مسئله که آیا چنین عمل مستحبی از اساس باطل و فاقد اعتبار است (مانند روزه مستحبی فردی که روزه قضا بر عهده دارد) یا صرفاً از ثواب آن کاسته میشود (مانند انجام عملی مستحب در شب که به نماز صبح لطمه زده و موجب کسالت در ادای آن شود، نه قضای آن)، بر عهده فقها و متخصصان دین است. وظیفه ما در این مقام، صرفاً بیان اصل کلام مولا است.
تحلیل وقایع پس از رحلت پیامبر و خطبه «الوسیله»
حوادثی که پس از شهادت جانگداز رسول اکرم اسلام به وقوع پیوست، آثاری دارد که تا زمان حاضر نیز باقی است. از اینرو، بررسی ریشهای، دقیق و مرحله به مرحله این وقایع، امری ضروری است. همانطور که اشاره شد، در روز هفتم پس از شهادت رسول گرامی اسلام، مولای موحدین، امیرالمؤمنین، خطبهای به نام «خطبه الوسیله» ایراد فرمودند. این خطبه، یک سخنرانی بسیار عمیق و سرشار از معارف، حکمتها، فضائل رسول گرامی اسلام، خداشناسی، فضائل خود ایشان و نقش أهلالبیت است.
در بخشی از این خطبه، ایشان به این نکته اشاره میکنند که خداوند تبارک و تعالی، اطاعت از رسول اکرم را قرین اطاعت از خود قرار داد. سپس میفرمایند: «أَنَا الَّذِی امْتَحَنَ اللَّهُ تَبَارَکَ اسْمُهُ بِی عِبَادَهُ.» این بیان، بسیار عمیق و قابل تأمل است که خداوند به واسطۀ من، بندگان خود را مورد امتحان قرار داد. نحوه این امتحان نیز شگفتانگیز است: «وَ قَتَلَ بِیَدِی أَعْدَاءَهُ»؛ «خداوند به دست من، دشمنان خود را به هلاکت رساند.» در ادامه، ایشان به تفصیل، خدماتی را که شمشیرشان به اسلام و رسول خدا کرده است، برمیشمارند.
سپس ایشان به نقطه عطف ماجرا، یعنی غصب جایگاهی که حقشان نبود، اشاره کرده و میفرمایند آن دو شخص شقی آمدند و آن جایگاه را غصب کردند: «لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لَبِسَ قَمِیصاً بِدُونِی مِنَ الْأَشْقِیَاءِ، الْأَشْقِیَانِ.»؛ «خداوند لعنت کند کسانی را که غیر از من، آن دو شقی، لباسی [خلافت] را به تن کردند». «وَ نَازَعَانِی فِیمَا لَیْسَ لَهُمَا بِهِ حَقٌّ.»؛ «آن دو نفر در امری با من به نزاع پرداختند که هیچ حقی در آن نداشتند.» این نکته بسیار حائز اهمیت است، زیرا گاهی طرف مقابل حقی برای خود قائل است و زمینه برای بحث و تقسیم حق فراهم میشود، اما ایشان تصریح میکنند که آن دو هیچ حقی در این وادی نداشتند و با این وجود، به معارضه برخاستند. از همین جمله استنباط میشود که هجوم به بیت ایشان که منجر به آسیبهای جدّی شد، پیش از روز هفتم رخ داده بود. «وَ أَظْهَرَا الْکَتَائِبَ»؛ «برای حق نداشته خود، لشکرکشی کردند.» این امر بسیار عجیب است. همچنین عبارت «وَ رَدَّا الْبَابَ» که برخی آن را به شکستن در و برخی به بستن در تعبیر کردهاند، نشانهای دیگر از وقوع حمله به بیت ایشان پیش از روز هفتم است.
این دو، مردم را به غفلت بزرگی دچار ساختند. ایشان در ادامه میفرمایند: «وَ زَعَمَ مَنِ اخْتَارُوا مِنْ آلِ أَبِی قُحَافَهَ أَوْلَى بِمَقَامِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِمَّنِ اخْتَارَهُ رَسُولُ اللَّهِ لِمَقَامِهِ.» این کلام، ریشه انتخاب در سقیفه را به زیبایی تحلیل میکند: «گمان کردند آن کسی که آنها از خاندان ابیقحافه برگزیدند، برای جانشینی رسول خدا شایستهتر است از کسی که خود رسول خدا برای این مقام انتخاب کرده بود.» این بیان بسیار عمیق است؛ ایشان میفرمایند که معارضه آنها با من نبود، بلکه در تقابل با انتخاب رسول خدا بود. دو انتخاب وجود داشت: انتخابی از سوی رسول خدا و انتخابی در مقابل ایشان. گویی معتقد بودند که پیامبر در انتخاب جانشین خود، دچار اشتباه شده است. این همان تفکری است که در لحظه رحلت پیامبر، آن شخص مانع از نوشتن وصیت شد و گفت که ایشان متوجه کلام خود نیستند.
امیرالمؤمنین این جایگزینی را اینگونه توصیف میکنند: «وَ اسْتَبْدَلُوا بِالْمَاءِ السَّرَابَ، وَ بِالنَّعِیمِ الْعَذَابَ، وَ بِالْفَوْزِ الشَّقَاءَ، وَ بِالضُّرَّاءِ الرَّخَاءَ.»؛ «آنان سراب را به جای آب، عذاب را به جای نعمت بزرگ ولایت، شقاوت را به جای رستگاری و سختی را به جای آسایش برگزیدند.» این جنایت بزرگی بود که نعمت ولایت را کنار نهادند و عذاب را جایگزین آن کردند.
اولین اقدام حضرت فاطمه زهرا در دفاع از ولایت
بر اساس شواهد تاریخی، …


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.