در این گفتار به بررسی حکمت چهل و هفتم از حکمتهای والا و ارزشمند مولیالموحدین، امیرالمؤمنین پرداخته میشود. اگرچه بهرهمندی ما از این حکمتها تنها به قدر جرعهای یا کمتر از آن است و صرفاً عطر آن به مشام میرسد، اما اینجانب به عنوان مقدمهای برای مباحثه، به شرح آن میپردازم. بررسی دقیق کلمه به کلمه این حکمتها در حلقه علمی که پس از این جلسه و با حضور اساتید محترم برگزار خواهد شد، به تفصیل صورت خواهد گرفت.
گعده ۱۴۰۴/۰۶/۲۶
۱۹,۰۰۰ تومان
حکمت ۴۷: «وَ قَالَ (علیه السلام): قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ، وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ.»
بخش اوّل: شرح حکمت ۴۷ نهجالبلاغه و تبیین مقام سلمان فارسی
«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ، لَا سِیَّمَا بَقِیَّهَ اللَّهِ فِی الْأَرَضِینَ، وَ لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِیَامِ یَوْمِ الدِّینِ.»
در این گفتار به بررسی حکمت چهل و هفتم از حکمتهای والا و ارزشمند مولیالموحدین، امیرالمؤمنین پرداخته میشود. اگرچه بهرهمندی ما از این حکمتها تنها به قدر جرعهای یا کمتر از آن است و صرفاً عطر آن به مشام میرسد، اما اینجانب به عنوان مقدمهای برای مباحثه، به شرح آن میپردازم. بررسی دقیق کلمه به کلمه این حکمتها در حلقه علمی که پس از این جلسه و با حضور اساتید محترم برگزار خواهد شد، به تفصیل صورت خواهد گرفت.
تبیین حکمت ۴۷: معیارهای سنجش ارزش انسان
ایشان میفرمایند: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ»؛ «ارزش و جایگاه یک مرد، به اندازه همت اوست.» به عبارت دیگر، معیار سنجش مردانگی، بلندهمتی است و هر فرد به اندازهای ارزش دارد که همت و اراده میکند. اگر همت فردی معطوف به دستیابی به یک دوچرخه باشد، ارزش او نیز در همان حد است. اگر تمام همت او صرفاً برای رسیدن به یک خودرو یا خانه باشد، قدر و منزلت او به همان میزان خواهد بود، تا زمانی که همت خود را تعالی بخشد. چندی پیش شخصی بیان داشت که عمر صد ساله برای ابراز ارادت به امیرالمؤمنین اندک است و از خداوند عمری صد ساله طلب میکرد تا بتواند حق ارادت را به جای آورد. ارزش چنین فردی به اندازه همت اوست؛ شاید او صد سال عمر نکند، اما به اندازه صد سال ارزش دارد. این نکته یادآور کلام زهیر است که گفت: «ما یک جان بیشتر نداریم، اما اگر صد جان نیز داشتیم، تقدیم شما میکردیم». او به همین میزان، یعنی به قدر هزار مرد جنگی، ارزش یافت، زیرا همتی بلند داشت.
در ادامه حکمت آمده است: «وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ». صداقت فرد در رفتار، به میزان جوانمردی و شخصیت او بستگی دارد. نقیض این گزاره نیز صادق است؛ هر اندازه که فرد از معرفت و جوانمردی تهی باشد، به همان میزان به کذب و دروغ متوسل میشود. انسان صادق، جوانمرد است و انسان کاذب، ناجوانمرد، هم در حق خویش و هم در حق همراهانش.
بخش بعدی حکمت میفرماید: «وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ». میزان شجاعت یک مرد به اندازه بیاعتنایی او نسبت به امور مادّی است. هرگاه فرد از فقدان مال، جان، یا اهل و عیال خود هراسان شود، شجاعت او نیز به همان میزان محدود میگردد. اما اگر از دست دادن دنیا برای او اهمیتی نداشته باشد، شجاعت او از دیگران فراتر خواهد رفت.
و در پایان میفرمایند: «وَ عِفَّتُهُ عَلَی قَدْرِ غَیْرَتِهِ». این معارف حقیقتاً نیازمند تأمل و بررسی موضوع است. برای سنجش میزان عفت یک فرد، خواه عفت شکم، خواه فراتر یا فروتر از آن، باید به غیرت او نگریست. میزان عفت فرد دقیقاً به اندازه غیرت اوست. ریشه بیعفتی در بیغیرتی است. بر اساس فرمول حضرت علی، برای درمان بیعفتی، باید به سراغ غیرت مردان رفت تا عفت زنان نیز شکل بگیرند. بیغیرتی مردان است که منجر به ظهور بیعفتی میشود. این دو مفهوم، یعنی عفت و غیرت، مانند دو کفه ترازو هستند. هر مقداری که کاهش یابد، به همان میزان بیعفتی افزایش مییابد، و این بیعفتی تنها به حوزه ناموسی محدود نمیشود، اما عفت ناموسی در رأس آن قرار میگیرد. بنابراین، اندازه و قدر عفت را میتوان با غیرت سنجید.
روایت تاریخی: دفاع یاران امیرالمؤمنین
در ادامه مباحث پیشین پیرامون همراهی با تاریخ و یاران امیرالمؤمنین برای دفاع از ایشان، بیان گردید که دوازده نفر از برترین اصحاب مدینه تصمیم گرفتند تا از مولا دفاع کرده و ابوبکر را از منبر به زیر بکشند. با درخواست حضرت علی این اقدام در قالب «جهاد تبیین» صورت پذیرفت. خالد بن سعید اموی، اولین فرد بود که در اولین نماز جمعه پس از آن وقایع، به دفاع از مولا برخاست. پس از او، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و دیگران به ترتیب به ایراد سخن پرداختند.
بنا شد که از شخصیت سلمان عبور نکنیم و با امتثال امر، به تفصیل به بیانات این دوازده صحابی خاص که هیچیک با ابوبکر بیعت نکردند، بپردازیم. ذکر شد که سلمان فارسی در میان این دوازده نفر، تنها شخصی بود که نام حضرت علی را به صراحت بیان کرد و کلمه «علی» را به کار نبرد. یکی از نکاتی که پس از جلسه مطرح شد، این بود که این امر ممکن است به دلیل عظمت و احترام فوقالعاده سلمان برای مولا باشد. احتمال دیگر آن این است که میدانستند این موضوع برای همگان واضح و آشکار است. کلام او که «آنچه من دیدم، شما هم دیدید و آنچه من شنیدم، شما هم شنیدید» مؤیّد این مطلب است. همگان میدانستند که …


























































نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.