این مبحث در چارچوب تطبیق حکمتهای نهجالبلاغه ارائه میگردد. شایان ذکر است که حکمت مورد بحث، در نسخههای متداول موجود در مساجد، تحت عنوان حکمت هجدهم ثبت نشده است، بلکه در برخی نسخ دیگر، به عنوان حکمت دوازدهم شناخته میشود. رویکرد اتخاذشده در این گفتار، تبیین حکمت مذکور و سپس پیگیری روند بر اساس نسخههای رایج است.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۲/۱۰
۷,۰۰۰ تومان
حکمت ۱۴: وَ قَالَ (علیه السلام) فِی الَّذِینَ اعْتَزَلُوا الْقِتَالَ مَعَهُ: خَذَلُوا الْحَقَّ، وَ لَمْ یَنْصُرُوا الْبَاطِل.
و درود خدا بر او که فرمود: (درباره آنان که از جنگ کناره گرفتند) حق را خوار کرده، باطل را نیز یارى نکردند.
تحلیل راهبردی حکمت چهاردهم نهجالبلاغه؛ آسیبشناسی بیطرفی در تقابل حق و باطل
۱: تبارشناسی حکمت و بسترهای تاریخی ـ سیاسی
۱-۱: بررسی نسخهشناسی و جایگاه متنی
این مبحث در چارچوب تطبیق حکمتهای نهجالبلاغه ارائه میگردد. شایان ذکر است که حکمت مورد بحث، در نسخههای متداول موجود در مساجد، تحت عنوان حکمت هجدهم ثبت نشده است، بلکه در برخی نسخ دیگر، به عنوان حکمت دوازدهم شناخته میشود. رویکرد اتخاذشده در این گفتار، تبیین حکمت مذکور و سپس پیگیری روند بر اساس نسخههای رایج است.
۱-۲: تحلیل اتمسفر سیاسی دوران حکومت علوی
دوران خلافت ظاهری امیرالمؤمنین، علی، مقطعی آکنده از نوسانات شدید اجتماعی و سیاسی بود. این دوران با شاخصهایی نظیر جنگهای رسمی گسترده، غارتهای مکرر نواحی مرزی و فقدان هماهنگی ساختاری و اطاعتپذیری عمومی از آن حضرت در جمیع شئون حکومتی شناخته میشود. در چنین فضایی، کنشگران سیاسی غالباً بر اساس تصمیمات فردی و تطبیق خود با حوادث روزمره عمل مینمودند.
۱-۳. پدیدارشناسی موضع بیطرفی (اعتزال)
وقوع جنگهای داخلی میان مسلمانان، فضایی شبههناک را پدید آورد. در یک سو، داماد پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین، علی قرار داشتند و در سوی دیگر، همسر پیامبر و یا برادران مسلمان. این وضعیت موجب شد برخی افراد به استنتاج لزوم اتخاذ «موضع بیطرفی» برسند و با هدف عدم مشارکت در خونریزی، خود را از صحنه درگیری کنار کشیدند.
۲: تحلیل دکترین ولایی در باب نصرت حق و نفی بیطرفی
۲-۱: موضعگیری در قبال جریان اعتزال
امیرالمؤمنین، علی در قبال افرادی نظیر «عبدالله بن عمر»، «ابوموسی اشعری» و «سعد بن ابیوقاص» که نمیتوان آنان را مطلقاً در دایره کفر یا نفاق تعریف کرد، اما از حمایت هر دو جبهه (حق و باطل) استنکاف ورزیدند، رهنمودهایی راهبردی جهت تربیت جامعه شیعی ارائه فرمودند.
تبیین کلام امام: عبارت «خَذَلُوا الْحَقَّ، وَ لَمْ یَنْصُرُوا الْبَاطِلَ» بیانگر آن است که اگرچه این افراد به سپاه دشمن نپیوستند و باطل را مستقیماً یاری نکردند، اما با عدم حمایت شایسته از حق، موجب زوال و خواری آن گردیدند.
۲-۲: پارادایم کنش دو وجهی
بر اساس منطق امیرالمؤمنین، در بزنگاههای حساس، کنش مطلوب ماهیتی تکبعدی ندارد، بلکه نیازمند تحقق دو مؤلفه است:
۱: یاری رساندن به حق
۲: به خذلان کشاندن باطل
نکته حائز اهمیت آن است که «عدم یاری باطل» لزوماً به معنای «خذلان باطل» نیست، اما «عدم یاری حق»، دقیقاً مساوی با «خذلان حق» میباشد.
۲-۳: قاعده احدیّه ولایت و نفی شق ثالث
نسبت میان حق و باطل، نسبتی از نوع «احدیّه» است که در آن شق سومی (مانند رأی ممتنع) قابل تصور نیست.
تمثیل صراط: این موقعیت به حرکت بر لبه تیز صراط تشبیه شده است که سقوط به هر یک از طرفین، سقوط در دوزخ است و امکان ایستادن در میانه وجود ندارد.
قاعده ولایت: در منظومه ولایت الهی، فرد یا در جبهه حق قرار دارد یا علیه آن.
مکانیسم تقویت باطل: عدم یاری ولیّ خدا، مساوی با تقویت جبهه باطل است، زیرا باطل برای پیشروی لزوماً نیازمند یاری مستقیم نیست، بلکه تضعیف حق (ناشی از عدم حمایت) برای تسلط باطل کفایت میکند.
۲-۴: تحلیل نحوی ـ معنایی (واو تعلیلیّه)
در عبارت «وَ لَمْ یَنْصُرُوا الْبَاطِلَ»، حرف «واو» ماهیت عطف ندارد، بلکه «واو سببیّت» یا «تعلیلیّه» است. بدینمعنا که: «با وجود اینکه باطل را یاری نکردند، اما همین عمل سبب خذلان حق شد». اگر …














نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.