مولای متقیان، امیرالمؤمنین در حکمت پنجم از نهجالبلاغه میفرمایند: «الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ کَرِیمَةٌ»؛ «علم، میراثی گرانبهاست». از دیدگاه آن حضرت، مفهوم ارث تنها محدود به صاحبان ثروت و مکنت مالی نیست که اموال خود را باقی میگذارند. کسانی که دارای شأن و شئون معنوی هستند نیز دارایی معنوی خود را به ارث میگذارند.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۹/۱۱
۱۰,۰۰۰ تومان
حکمت ۵: وَ قَالَ (علیه السلام): الْعِلْمُ وِرَاثَهٌ کَرِیمَهٌ، وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ، وَ الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ.
و درود خدا بر او که فرمود: دانش، میراثى گرانبها، و آداب، زیورهاى همیشه تازه، و اندیشه، آیینهاى شفّاف است
واکاوی وقایع پس از رحلت پیامبر اکرم
بخش اوّل: شرح و تفسیر حکمت پنجم نهجالبلاغه
۱: علم؛ میراثی گرانبها (العِلْمُ وراثه کریمه)
مولای متقیان، امیرالمؤمنین در حکمت پنجم از نهجالبلاغه میفرمایند: «الْعِلْمُ وِرَاثَهٌ کَرِیمَهٌ»؛ «علم، میراثی گرانبهاست». از دیدگاه آن حضرت، مفهوم ارث تنها محدود به صاحبان ثروت و مکنت مالی نیست که اموال خود را باقی میگذارند. کسانی که دارای شأن و شئون معنوی هستند نیز دارایی معنوی خود را به ارث میگذارند.
تحلیل وراث علم
سؤال مطرح میشود که وارث واقعی عالم کیست؟
فرزندان: آیا تنها فرزندان نسبی عالم از او ارث میبرند؟ روایتی وجود دارد که «وَلَدُ الْعَالِمِ نِصْفُ الْعَالِمِ»؛ «فرزند عالم، نیمی از عالم است». دلیل این امر، همنشینی و مشترک با عالم است. صرفِ مشاهده رفتار عالم، نحوه مطالعه، آداب غذا خوردن و نقل خاطرات او، خود نوعی علم میشود که به زندگی با عالم تبدیل شود.
شاگردان و سایرین: وراثت علم به فرزندان نیست. شاگردان و دیگران نیز میتوانند از علم عالم آن بهرهمند شوند.
حق طبیعی: آیا وارثان حقی انحصاری نسبت به عالم دارند؟ خیر، حق خاص و انحصاری وجود ندارد و هر فردی میتواند از آن سرچشمه علمی بهره ببرد.
در این بخش از محفل علمی، طرح موضوع صورت گرفت و امید است در ادامه جلسه محضر اساتید بهرهمند شوند.
۲: آداب لباسهای نو و فاخر (وَ الْآدابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ)
فراز دوّم حکمت میفرماید: «وَ الْآدابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ»؛ «و آداب، لباسهای نو و آراستههای هستند». دین اسلام، دین ادب و آداب است.
تمثیل: شخصی که وارث علم شده (مانند فرزندی که از پدر ارث برده)، لباس زیبای ادبی را بر تن میکند. این آداب برای اهل ادب، حکم لباسی فاخر را دارد.
مثال فقهی (نماز): نماز از اوجب واجبات است و هیچیک از فِرَق اسلامی در آن باقی مانده است. سخن گفتنِ معنادار در حین نماز، مبطل آن است. با این حال، اگر شخصی وارد شود و سلام کند، پاسخ دادن به سلام او، حتی در حین نماز، واجب است و نباید بیپاسخ بماند.
نقد تاریخی: متأسفانه اهل مدینه این ادب را نسبت به امیرالمؤمنین رعایت نمیکردند. اما آموزههای دینی بر حفظ ارتباطات و رعایت آداب، حتی در حین عبادتها وجود دارد.
۳: تفکر آینهای شفاف (وَ الْفِکْرُ مِرْآتٌ صافِیَهٌ)
فراز سوّم میفرماید: «وَ الْفِکْرُ مِرْآتٌ صَافِیَهٌ»؛ «و فکر، آینههای صاف و شفاف است».
تشبیه و کارکرد: همانگونه که پیش از خروج از منزل، انسان وضعیت لباس خود را در آیینه بررسی میکند، امیرالمؤمنین تفکر را به آینهای شفاف تشبیه کرده است. شایسته است انسان هر عملی را که قصد انجام آن را دارد، در برابر آینه فکر خود قرار دهد تا او را راهنمایی کند که چه کاری را باید انجام دهد و چه کاری را ترک کند.
تذکر سخنرانان: با توجه به عبور از حکمتها و عدم بهرهبرداری کامل، پیشنهاد میشود طرحی برای استفاده از این مرآتهای صافیه در جلسات علمی اصلاح شود
* * *
بخش دوّم: تحلیل وقایع تاریخی پس از رحلت پیامبر اکرم
۱: راهبردهای امیرالمؤمنین در احقاق حق
حضرت علی پس از رحلت رسول خدا از روشهای متعددی برای بازپسگیری حق خود استفاده کردند:
الف: ایراد خطبه
ب: مراجعه حضوری به درب خانه اهل بدر به صورت فرد به فرد
ج: نگارش نامه؛ یکی از روشها، ارسال نامههای مکتوب به حاکم غاصب وقت (ابوبکر) بود.
۲: ویژگیهای نامه حضرت به غاصب خلافت
این نامه دارای ویژگیهای منحصر به فردی بود:
الف: حضرت نامه را بدون ذکر «بسم الله» نگارش فرمودند.
ب: تعبیر «نامه سرگشاده» برای آن صحیح نیست، بلکه نامهای با صراحت کامل و بدون هیچگونه تعارف بود.
ج: لحن نامه به قدری شدید بود که خلیفه وقت هنگام خواندن آن دچار لرزش دست و پا شد و اذعان کرد که علی هیچ ملاحظهای نکرده و هرچه خواسته بیان کرده است.
۳: واقعه غصب فدک و واکنش امیرالمؤمنین
پس از …































نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.