اصول
1: اصل ضرورت التزام به شناخت دقیق خواستههای فطری در طراحی و تنظیم هر نوع رابطه انسانی و غیرانسانی[1]
2: اصل فطرت به عنوان معیار نهایی عدالت در ترازوی تنظیم مناسبات اجتماعی و اخلاقی[2]
۴,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل ضرورت التزام به شناخت دقیق خواستههای فطری در طراحی و تنظیم هر نوع رابطه انسانی و غیرانسانی[۱]
۲: اصل فطرت به عنوان معیار نهایی عدالت در ترازوی تنظیم مناسبات اجتماعی و اخلاقی[۲]
۳: اصل پیوستگی میان قانون الهی و گرایشهای فطری به عنوان ضامن هماهنگی در نظام خلقت و جامعه[۳]
۴: اصل تقدم معرفت فطری و انسانشناختی بر هرگونه تنظیم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روابط[۴]
۵: اصل همسویی اراده تشریعی الهی با گرایشهای فطری به عنوان محور توازن در مناسبات خلقت[۵]
[۱] . هر رابطهای، خواه میان انسانها و خواه میان انسان و طبیعت، تنها زمانی از مشروعیت و پایداری برخوردار است که بر مبنای درک درست از خواستهها و گرایشهای فطری موجودات تنظیم گردد و به اقتضائات ذاتی آنها احترام گذارد.
[۲] . عدالت در روابط تنها هنگامی معنا مییابد که با میزان فطرت سنجیده شود؛ زیرا فطرت، سرچشمه حق و باطل در نظام هستی است و نادیدهگرفتن آن، منجر به شکلگیری روابطی ظالمانه و ناسازگار با ساختار آفرینش میشود.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.