اصول
1: اصل اصالت فعلیبودن تحدّدات کنیّاتی در برابر اطلاق ذاتی حقیقت احدیّه[1]
2: اصل انبناء حدود تحقّقی کنیّات بر نسبتهای فعلیِ نفس رحمانی[2]
اصول
۱: اصل اصالت فعلیبودن تحدّدات کنیّاتی در برابر اطلاق ذاتی حقیقت احدیّه[۱]
۲: اصل انبناء حدود تحقّقی کنیّات بر نسبتهای فعلیِ نفس رحمانی[۲]
۳: اصل تبعیّت حدود کنیّاتی از قابلیات ماهوی در مقام تحقق فعلی[۳]
۴: اصل فعلیبودن تمایزات کنیّاتی در مراتب حروف، کلمات و صور[۴]
۵: اصل رمزیت نقطه باء در حفظ وحدت ذاتی در عین تکثّر فعلی کنیّات[۵]
[۱]. حدود تحقّقی کنیّات، نه از ناحیه ذات مطلق حق، بلکه از حیث فعل تجلّی و نسبت ظهور پدید میآیند. ذات احدی در مقام خویش از هر حد و تعیّن منزّه است، و تحدّد تنها در مرتبهی فعل و تعلّق به قابلیات امکانی معنا مییابد. از این رو، کنیّات، نشان فعلاند نه آینه ذات.
[۲]. پدیداری کنیّات و حدود آنها، بر بستر امتداد نفس رحمانی و سَریان فیض وجودی شکل میگیرد. نفس رحمانی، فعل عام الهی در بسط وجود است که بدون تغییر در ذات، حدود متکثر را در مراتب امکان پدیدار میسازد. بنابراین، هر حدّ کنیّاتی، محصول نسبت فعلی نفس با قابل خاص خویش است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.