اصول
1: اصل حکمت متعالیه به عنوان رکن بنیادین و محور اصلی علوم انسانی اسلامی برای فهم جایگاه انسان در عالم[1]
2: اصل تناظر و تعامل میان انسان متکامل و مراتب عالم ماده، مثال و عقل به عنوان بازنمایی کل هستی در وجود انسانی[2]
۹,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل حکمت متعالیه به عنوان رکن بنیادین و محور اصلی علوم انسانی اسلامی برای فهم جایگاه انسان در عالم[۱]
۲: اصل تناظر و تعامل میان انسان متکامل و مراتب عالم ماده، مثال و عقل به عنوان بازنمایی کل هستی در وجود انسانی[۲]
۳: اصل انسان به مثابه عالم صغیر و جهان به مثابه عالم کبیر با امکان تعامل و هماهنگی کامل میان این دو سطح وجودی[۳]
۴: اصل رشد تدریجی توانمندیهای بالقوه انسان تا رسیدن به فعلیت کامل وجودی و تحقق مراتب عالی انسانی[۴]
۵: اصل تواحد و تلازم در انسان کامل به عنوان افق نهایی سیر استکمالی و دستیابی به هماهنگی وجودی مطلق[۵]
[۱] . این فلسفه، چارچوبی نظاممند و همهجانبه برای درک جایگاه انسان در هستی، ارتباط او با مراتب عالم و تحلیل فرآیندهای انسانی فراهم میآورد و محور فهم و شکلدهی به علوم انسانی اسلامی را تشکیل میدهد؛ از این منظر، علوم انسانی اسلامی تنها زمانی میتوانند دقیق و هماهنگ با حقیقت وجود انسان باشند که بر پایه این حکمت استوار شوند.
[۲] . در انسان متکامل، تمام مراتب عالم بالقوه موجود و به تدریج بالفعل میشوند و این تحقق، امکان تعامل و تأثیر متقابل میان انسان و جهان را فراهم میآورد؛ به این ترتیب، انسان نه تنها بخشی از جهان است، بلکه بازنمایی کوچک و منظم تمام مراتب هستی در قالب وجود خود را نیز به همراه دارد.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.