اصول
1: اصل احیای حیات فردی و جمعی در فلسفه قصاص[1]
2: اصل ترکیب عدالت تعزیری و احیای حیات در اجرای قصاص[2]
اصول
۱: اصل احیای حیات فردی و جمعی در فلسفه قصاص[۱]
۲: اصل ترکیب عدالت تعزیری و احیای حیات در اجرای قصاص[۲]
۳: اصل رابطه میان قصاص و نقش بازدارندگی در حفظ حیات اجتماعی[۳]
۴: اصل رعایت اخلاق و اخوت اسلامی در فرایند قضایی قصاص[۴]
۵: اصل تقدّم تثبیت دلایل و حقوق پیش از اجرای قصاص[۵]
[۱]. قصاص به عنوان حکم قانونی و شرعی، فراتر از مجازات تنبیهی صرف، در نگاه فقهی وظیفهای است برای «احیای حیات»؛ هم حیات مقتول از منظر پایدار کردن نظم اجتماعی احیا میشود و هم (از منظر تکوینی و تربیتی) امکان اصلاح یا کاستن از عقوبت اخرویِ قاتل فراهم میآید. این اصل تأکید میکند که هدف قصاص، تأمین امنیت و حیات عمومی است، نه انتقام صرف.
[۲]. اجرای قصاص باید هم موازین عدالت کیفری را تأمین کند و هم به معیارهای احیای حیات اجتماعی توجه داشته باشد؛ یعنی قضا و مجازات باید طوری تنظیم شود که هم حق خانواده مقتول ادا شود و هم امکان بازسازی معنوی و اجتماعی برای فرد و جامعه فراهم گردد.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.