اصول
1: اصل ثبات ذهنی دشمنان در تکرار الگوی آغاز جنگ بر پایه همان پیشفرضهای اولیه و غیرمتکامل[1]
۲: اصل اتکای راهبردی دشمنان به برداشت سادهسازیشده از امکان تحقق سریع و بیدردسر اهداف نظامی و سیاسی[2]
۱۰,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل ثبات ذهنی دشمنان در تکرار الگوی آغاز جنگ بر پایه همان پیشفرضهای اولیه و غیرمتکامل[۱]
۲: اصل اتکای راهبردی دشمنان به برداشت سادهسازیشده از امکان تحقق سریع و بیدردسر اهداف نظامی و سیاسی[۲]
۳: اصل تقلیلگرایی دشمنان در مفهومسازی پیروزی و غفلت از ابعاد کامل و چندلایه آن[۳]
۴: اصل تحولیابی ناگزیر اهداف اعلامی دشمنان در مواجهه با مقاومت فعال و پیشبینینشده جبهه حق[۴]
۵: اصل بروز ابعاد پنهان پساجنگ که دستگاه محاسباتی دشمن را با واقعیتهای پیشبینینشده روبهرو میسازد[۵]
[۱] . ساختار ادراکی دشمنان بهگونهای سامان یافته است که ورود به هر میدان نبرد را با همان صورتبندیهای قدیمی و الگوهای مفهومی تثبیتشده تحلیل میکند؛ بهگونهای که گویی گذر زمان، تجربه شکست، و تراکم دادههای میدانی هیچگونه اصلاح معرفتی در آنان ایجاد نکرده و رویکرد جنگیشان بدون تحول بنیادین باقی مانده است، امری که آنان را در موقعیتی قرار میدهد که اهداف اولیهشان با واقعیات صحنه نبرد فاصلهای فراگیر پیدا میکند.
[۲] . در ذهنیت تصمیمسازان دشمن، آغاز جنگ برابر است با تحقق سریع و آسان اهداف؛ این تصورِ بیشازحد خوشبینانه موجب میشود که در همان ابتدای نبرد، محاسبات تاکتیکی و راهبردی آنان بر بستری از فرضیاتِ غیرمیدانی بنا گردد، و این ساختار ذهنی بعدها در مواجهه با مقاومت پایدار و پیچیدگیهای میدان، آنان را در وضعیتی قرار دهد که مجبور شوند از برداشتهای آغازین خود فاصله بگیرند.






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.