اصول
1: اصل نقشآفرینی جریان سنن در تثبیت و جاریسازی حکمت عملی احکام در ساختهای تمدنی[1]
2: اصل بازتولید و استمرار حکم از طریق تثبیت سنن به عنوان بستر الگویی[2]
اصول
۱: اصل نقشآفرینی جریان سنن در تثبیت و جاریسازی حکمت عملی احکام در ساختهای تمدنی[۱]
۲: اصل بازتولید و استمرار حکم از طریق تثبیت سنن به عنوان بستر الگویی[۲]
۳: اصل انسجامبخشی به جریان احکام در لایههای نفسانی، اجتماعی و فرهنگی جامعه[۳]
۴: اصل جریانسازی احکام از طریق تجلی عملی سنن در زیست روزمره و مناسک اجتماعی[۴]
۵: اصل پیوند مستمر بین سنن و اهداف غایی و اخلاقی احکام[۵]
[۱]. جریان سنن، حکم را از سطح نظری و انتزاعی خارج میکند و به فرآیند جاری و زاینده در زندگی فردی و جمعی تبدیل میسازد. این نقشآفرینی موجب پیوند عمیق میان ارزشها، رفتار و اهداف تمدنی میشود. در نتیجه، احکام از حالت ایستا خارج شده و در ساخت تمدنی جریان پیدا میکنند.
[۲]. سنن، رفتارها و مناسک مستمر را در جامعه تثبیت میکند و امکان بازتولید حکمت عملی احکام را فراهم میآورد. این استمرار موجب میشود حکم بهصورت مداوم در سطح فرهنگی، تربیتی و عملی جامعه جاری شود و نسلهای بعد نیز با آن هماهنگ شوند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.