اصول
1: اصل تمایز هستیشناسانه میان ارواح ثلاثة بقاءبخش بدن و نفسِ سالک به عوالم اعلی به عنوان بنیان فهم مراتب وجود انسان[1]
۲: اصل عروجی بدون خروج نفس از بدن به هنگام خواب و تجربههای نزدیک به مرگ، به عنوان سیر طبیعی گذر انسانی میان دو عالم[2]
۶,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل تمایز هستیشناسانه میان ارواح ثلاثه بقاءبخش بدن و نفسِ سالک به عوالم اعلی به عنوان بنیان فهم مراتب وجود انسان[۱]
۲: اصل عروجی بدون خروج نفس از بدن به هنگام خواب و تجربههای نزدیک به مرگ، به عنوان سیر طبیعی گذر انسانی میان دو عالم[۲]
۳: اصل وجود رشتهای نورانی و شعاعمانند میان نفسِ صاعد و روحهای حیوانی ساکن در بدن به مثابه رمز پیوند میان دو اقلیم هستی انسان[۳]
۴: اصل محوری بودن نقش رشته نورانی در حفظ پیوستگی وجودی و امکان بازگشت نفس به کالبد در لحظههای مرزی میان مرگ و بقاء[۴]
۵: اصل ضرورت تبیین عرفانی ـ وحیانی تجربههای خروج از بدن از برای نفی هرگونه قرائتهای تجربی و سکولار غربی[۵]
[۱] . در دستگاه معرفتی قرآن و روایات، روح سرچشمهی حیات و استمرار وجود در کالبد است، حال آنکه نفس با قطع وابستگی از مرتبه جسمانی، قابلیت صعود به عوالم ملکوتی را مییابد؛ و همین تمایز است که راز مشاهده، رؤیا و تجربههای فراطبیعی انسان را آشکار میسازد.
[۲] . نفس انسان، هنگام خواب یا در آستانهی مرگ، از محدودهی جسمانی جدا میشود و به ساحتهای لطیفتر وجود راه مییابد؛ و این حرکت، نه قطع حیات بلکه استمرار آن در سطحی دیگر است که به اذن روح و تحت نظم الهی صورت میگیرد.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.