برای مثال، در ابتدای سوره بقره آمده است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الم * ذَلِكَ الْكِتابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقينَ». امام صادق در تفسیر این آیه، «ذَلِکَ الْکِتَابُ» را به صاحب الأمر تأویل کردهاند. بر این اساس، معنای آیه چنین است: آن کتابی که ظهور خواهد کرد، وجود مقدس امام زمان است و در آمدن او هیچ چیزی نیست («لَا رَیْبَ فِیهِ»)، اما هدایت او تنها برای متقین خواهد بود («هُدًى لِلْمُتَّقِینَ»). متقین نیز کسانی هستند که «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ». از تفسیر این آیه چنین استنتاج میشود که تا زمانی که جامعه به مقام تقوا نرسد و اصحابی متقی برای آن حضرت ارائه نگردد، ظهور محقق خواهد شد. این تفسیر نافی تفاسیر دیگر نیست چنانکه «ذَلِکَ الْکِتَابُ» میتواند به وجود امام باقر یا امام صادق اشاره داشته باشد.
مهدویت ـ ۱۴۰۴/۰۸/۱۹
۶,۰۰۰ تومان
امام زمان؛ حقیقت باطنی آیات قرآن
مبحث حاضر به این موضوع اختصاص دارد که حضرت امام زمان خود یک «آیه» الهی بوده و حقیقت باطنی آیات قرآن کریم نیز در وجود ایشان متجلّی است. هر آیهای که تلاوت میشود، دارای پانزده لایه تفسیری است که یکی از حقایق یا دستکم یکی از تفسیرهای آن، به وجود مقدس امام زمان بازمیگردد.
برای مثال، در ابتدای سوره بقره آمده است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الم * ذَلِکَ الْکِتابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقینَ». امام صادق در تفسیر این آیه، «ذَلِکَ الْکِتَابُ» را به صاحب الأمر تأویل کردهاند. بر این اساس، معنای آیه چنین است: آن کتابی که ظهور خواهد کرد، وجود مقدس امام زمان است و در آمدن او هیچ چیزی نیست («لَا رَیْبَ فِیهِ»)، اما هدایت او تنها برای متقین خواهد بود («هُدًى لِلْمُتَّقِینَ»). متقین نیز کسانی هستند که «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ». از تفسیر این آیه چنین استنتاج میشود که تا زمانی که جامعه به مقام تقوا نرسد و اصحابی متقی برای آن حضرت ارائه نگردد، ظهور محقق خواهد شد. این تفسیر نافی تفاسیر دیگر نیست چنانکه «ذَلِکَ الْکِتَابُ» میتواند به وجود امام باقر یا امام صادق اشاره داشته باشد.
شروط هدایت و ظهور: جایگاه تقوا در دریافت هدایت خاص
ائمّه دارای دو شأن هدایتی هستند: «هدایت عامه» (هدایه للناس) و «هدایت خاصه» (هدایه للمتقین). صاحبالأمر نیز در دوران غیبت، به هدایت عامه مردمان دارای قدرت هستند، اما در مقام شهود و حضور، تنها به محضر ایشان تشرف مییابند و از هدایت خاصی بهرهمند میشوند که به مقام تقوا رسیدهاند. به همین دلیل، تا زمانی که انسان به مرتبه تقوا نائل نشود، امکان تشرف و دریافت هدایتهای ویژه را نخواهد داشت.
این اصل در مورد فقها نیز صادق است. بر همین اساس، در توصیف فقیه جامعالشرایط آمده است: «أَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً لِهَوَاه». عبارت «مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلاهُ» صرفاً به معنای تبعیت از احکام مولا یا معارف روایی نیست، بلکه علاوه بر آن، مستلزم شهود و درک حضور امام است. قابلیتی که هر فردی از آن برخوردار نیست. فقیهی میتوان مرجع تقلید باشد که به این مقام رسیده و قادر باشد کلام و معارف را مستقیماً از محضر امام دریافت کند. بنابراین، هر فردی که مدعی مرجعیت یا علم باشد، لزوماً حائز این مقام نیست. فقیهی میتواند ادعای فقاهت کند و مرجعیت او حجّت باشد که از نعمت تشرّف برخوردار بوده و مطالب را از کلام خود امام استنباط کنند.
حکایت ارتباط فقیه واقعی با امام عصر
در این زمینه، روایتی از مرحوم آیتاللهالعظمی اراکی نقل میشود. آنها روزی وارد خانهشان شدند و مشاهده کردند که نور وجود صاحبالأمر را در آن مکان میدرخشد. وقتی با تأخیر وارد شدند، خادم حضرت به ایشان فرمود: «المهدی رفت». سؤال کردند که آیا نمایندهای از جانب حضرت حضور دارد یا خیر؟ پس از دریافت پاسخ مثبت، وارد اتاق شدند. آنها ده سؤال بسیار مشکل و تخصصی را که از پیش آماده کرده بودند، نشان دادند و آن را کاملاً حاضر، بیدرنگ به همه آنها پاسخ دادند. بعد، ایشان برای ملاقات با مرجع وقت، مرحوم آیتاللهالعظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی رفتند و به محض اینکه وارد شدند، دیدند همان شخصی بودند که روز گذشته در آن خانه ملاقات کردهاند. وقتی همان سؤالات را مجدداً مطرح کردند، مرحوم اصفهانی با تبسم، همان پاسخها را تکرار کردند و به آنها گفتند که روز گذشته این پاسخها را به شما دادهام.
این داستان مؤید آن است که مرجع واقعی و فقیهی که فقاهتش حجّت است، کسی است که چنین ارتباطی و تشرفاتی داشته باشد.
تبیین مفهوم «آیه»: امام به مثابه شخصیتی شگفتانگیز
نیاز جامعه به امام عصر به عنوان یک «آیه» الهی، همسنگ نیاز به آیات قرآن است. اما آیه در این معنا چیست؟
«آیه»، شخصی است با علائم بدنی شگفتانگیز که وظایف و نمونههایی را بر عهده دارد. نکته اوّل و بسیار حائز اهمیت آن است که آیه، پیش از اینکه یک حقیقت یا یک واقعه باشد، یک شخص است. به عبارت دیگر، آیه قبل از بیان یک حقیقت یا واقعه، یک شخص معین را معرفی می کند.
برای مثال، در آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَىٰ وَیَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ ۚ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ». این مفاهیم، عشق هستند: «عدل» وجود پیامبر اکرم ، «احسان» وجود امیرالمؤمنین، و «إِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی» حضرت فاطمه زهرا است. در مقابل، «فحشاء»، «منکر» و «بغی» نیز به ترتیب به دشمن اصلی أهلالبیت اشاره دارد. بنابراین، آیات قرآن باید بر شخص تطبیق شود. این به معنای شخصی یا خارجی دانستن قضایای قرآنی نیست، بلکه به این معناست که حقایق قرآنی در وجود شخص خاص تجلّی مییابند. همه آیات قرآن در وجه سلبی به دشمنان أهلالبیت و در وجه ایجابی به خود أهلالبیت و پیروان آنها بازمیگردند. بر این اساس، هنگام تلاوت هر آیه، باید مخاطب آن را مشخص کرد. اگر فردی أهلالبیت باشد، مخاطب آیه خود اوست و اگر در مقابل قرار گرفته باشد، مصداق وجه سلبی آیه، ابتدا سران ضلالت و سپس …








نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.