مفاد نخست این حکمت («کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ») آن است که هر امر قابل شمارشی، پایانپذیر است. برای مثال، همانگونه که موجودی مالی یک فرد است، که مقدار مشخص و قابل شمارش است، با هر بار کاهش یافته و در نهایت به پایان میرسد، سایر امور قابل شمارش نیز چنین هستند. زمانی که برای یک فرد سالروز تولد بیست سالگیاش را گرامی میدارند، این معنی را میدهند که همانطور که بیست سال از عمر او اسپری شده است، سی سال و چهل سال نیز سپری خواهد شد.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۷/۳۰
۷,۰۰۰ تومان
حکمت ۷۵: وَ قَالَ (علیه السلام): «کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ، وَ کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ»
و درود خدا بر او، فرمود: هر چیز که شمردنى است پایان مىپذیرد، و هر چه را که انتظار مىکشیدى، خواهد رسید. (ترجمه مرحوم دشتی)
توجّه به فناپذیرى دنیا (اخلاقى)
مقدمه: شرح حکمت ۷۵ نهجالبلاغه و ارتباط آن با انتظار ظهور
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
امیرالمؤمنین در حکمت هفتادوپنجم نهجالبلاغه میفرمایند: «کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ، وَ کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ» این حکمت، به صورت مستقل بیان شده است اما به نوعی میتوان آن را تفسیری برای حکمت هفتادوچهارم دانست.
مفاد نخست این حکمت («کُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ») آن است که هر امر قابل شمارشی، پایانپذیر است. برای مثال، همانگونه که موجودی مالی یک فرد است، که مقدار مشخص و قابل شمارش است، با هر بار کاهش یافته و در نهایت به پایان میرسد، سایر امور قابل شمارش نیز چنین هستند. زمانی که برای یک فرد سالروز تولد بیست سالگیاش را گرامی میدارند، این معنی را میدهند که همانطور که بیست سال از عمر او اسپری شده است، سی سال و چهل سال نیز سپری خواهد شد. از آنجایی که عمر انسان نیز با روزها و سالها قابل شمارش است، باید بدانیم که آن روزی به پایان خواهد رسید.
بخش دوم حکمت («وَ کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ») بیان میدارد که هر آنچه انتظار آن میرود، فرا خواهد رسید. معمولاً از این عبارت، تفسیری اخلاقی در باب حتمیت مرگ و قیامت ارائه میشود، اما میتوان آن را به ظهور حضرت بقیهالله نیز تعبیر کرد. ما به عنوان منتظران، قطع و یقین داریم که ایشان خواهد آمد، چرا که این وعدهی تمام انبیاء، اولیاء، اوصیاء و رسول گرامی اسلام است. وعده به آمدن آن کسی که زمین را پس از آنکه از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد خواهد کرد. این اصل در تاریخ نیز مصادیق روشنی دارد:
داستان انتظار بعثت پیامبر: یهودیان و نصرانیان در انتظار ظهور آخرالزمان بودند و پیامبرشان ظهور کرد، هر کس به وظیفه خود عمل کند و در مقابل آنها ایستادند.
داستان انتظار قدوم حضرت معصومه: اهالی قم نیز در انتظار قدوم حضرت فاطمه معصومه بودند، زیرا نوید آمدن ایشان پیشتر داده شده بودند. ایشان به عنوان «فاطمه موعود» به قم تشریف آوردند و با قدوم مبارکشان، این شهر را برای ظهور اصلی، ظهور امام زمان ساختند و آن را به شهر منتظران ظهور بدل کردند.
بنابراین، همانگونه که آن وقایع به ظهور پیوستند، ظهور امام زمان نیز خواهد شد: «کُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ».
* * *
بخش اوّل: بستر تاریخی؛ حوادث پس از رحلت رسول اکرم
پس از رحلت رسول گرامی اسلام، در همان زمان که امیرالمؤمنین انجام میدادند واجب عینی و تعیین غسل دادن پیکر مطهر پیامبر بودند، گروهی در سقیفه جمع شدند و امر جانشینی را به اختیار خود درآوردند. آنها با این تصمیم که خود جانشین را تعیین کنند، ابوبکر را، چه بر اساس اتفاق و چه با هماهنگی قبلی، با یاری بخشی از اهالی مدینه این کار را انجام میدهند. مولا علی نیز برای استیفای حق الهی خود کوشش میکردند.
با مرور جریانات آن دوره، مشاهده میشود که فضای منطقی به سرعت به فضای تخاصم و درگیری تغییر یافت. عرصه بیان و استدلال، جای خود را به خشونت، تهدید، ارعاب، شمشیر و تازیانه داد. این ابزارهای خشونت به درون شهر کشانده شد و امیرالمؤمنین برای جلوگیری از وقوع جنگ داخلی، سوگند یاد کردند که در خانه بنشینند و جز برای زیارت یا وقوع حادثهای ضروری، از منزل خارج نشوند.
با این حال، پس از خانهنشینی امیرالمؤمنین، حضرت صدیقه طاهره از خانه خارج شدند. پیش از آن نیز، مولا علی با حمایت دوازده تن از یارانشان به مسجد رفته و با قدرت بیان، به مدت سه روز حکومت منطقی را به دست گرفته بودند، اما مخالفان با شمشیر وارد عمل شده و اوضاع را تغییر دادند. در چنین اوضاع بحرانی و در میان شمشیر به دستان، حضرت صدیقه طاهره از خانه بیرون آمدند و خطبهای آتشین ایراد فرمودند. اما از آنجا که فضا، فضای استدلال نبود، این بیان الهی حضرت زهرا به سادگی از سوی آنان رد شد و حتی مورد تمسخر قرار گرفت.
بخش دوّم: تحلیل گفتگوی بینظیر میان دو حجت الهی
حضرت زهرا پس از ایراد خطبه به خانه بازگشتند و در آنجا گفتگویی کمنظیر، و شاید بینظیر، در تاریخ بشریت میان ایشان و امیرالمؤمنین شکل گرفت. شگفتانگیز است که …


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.