این کلام هربار به یکی از روحهای انسانها و خیرات است، که توسط انسان دشمن شیطان ایجاد میشود، اشاره دارد. انسان به طور طبیعی از بخشیدن چیزی که در نظرش کوچک و ناچیز است، احساس شرم میکند. اما حضرت با آشنایی کامل به زوایای روح آدمی، یادآوری میفرمایند که اگر قرار بر شرمندگی باشد، این شرم باید از نبردیدن باشد، زیرا محروم ساختن، از بخشیدنِ اندک نیز پستتر و ناچیزتر است.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۷/۲۱
۹,۰۰۰ تومان
حکمت ۶۷: وَ قَالَ (علیه السلام): لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِیلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ.
و درود خدا بر او، فرمود: از بخشش اندک شرم مدار که محروم کردن، از آن کمتر است.
مقدمه: تبیین اصل «کرامت در بخشش»
امیرالمؤمنین در حکمت شصتوهفتم از کتاب گرانسنگ نهجالبلاغه میفرمایند: «لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِیلِ فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ»؛ «از بخشیدن اندک شرم مدار، که محروم کردن [سائل] از آن کمتر است».
این کلام هربار به یکی از روحهای انسانها و خیرات است، که توسط انسان دشمن شیطان ایجاد میشود، اشاره دارد. انسان به طور طبیعی از بخشیدن چیزی که در نظرش کوچک و ناچیز است، احساس شرم میکند. اما حضرت با آشنایی کامل به زوایای روح آدمی، یادآوری میفرمایند که اگر قرار بر شرمندگی باشد، این شرم باید از نبردیدن باشد، زیرا محروم ساختن، از بخشیدنِ اندک نیز پستتر و ناچیزتر است.
بخش اوّل: تحلیل حکمت و سیره أهلالبیت در بخشش
۱: اهمیت نیت و تأثیر هدایای کوچک
گاهی همان مبلغ یا هدیهای که به نظر انسان کمارزش میآید، به دلیل نیت خالصانه، دارای اثری بزرگ و تعیینکننده است. اصل در این امور، نیتِ فرد است.
حکایت طلبه و لیموترش: برای مثال، یکی از طلاب موفق نقل میکرد که عامل اصلی جذب وی به مسیر علم، هدیههای کوچک یعنی یک لیموترش بود که معلمش در دوران کودکی به او داد. وی میگفت: «در پاسخ به سؤالی، معلم یک لیموترش به من هدیه داد و همین باعث شد احساس احساسی داشته باشم و به این مسیر وارد شوم.» این حکایت نشان میدهد که چگونه یک هدیه به ظاهر ناچیز مانند یک لیموترش، یک شکلات یا مبلغی اندک، میتواند تأثیری داشته باشد و سرنوشتساز باشد.
هدف مولا علی از این بیان، هوشیار ساختن ماست تا مبادا سائلی را از درگاه خود محروم بازگردانیم.
۲: سیره أهلالبیت در کرامت و بخشش
سیره خود أهلالبیت نیز مؤید همین اصل است. امیرالمؤمنین به عنوان مظهر کرم، رسول گرامی اسلام و فرزندان گرامیشان، همگی اینگونه بودند.
کرم امیرالمؤمنین
آنها با تلاش و کوشش فراوان بر روی زمین کار میکنند و گاهی به عنوان کارگر (اجیر) برای دیگران زحمت میکشند، اما دستمزد خود را در راه خدا میبخشند. گاه ملکی را که متعلق به ایشان بود میفروختند، یا درختی را که سالها با دستان مبارک پرورش داده و به آنها رسیدند، همراه زمین و چاه آبی که آن را آبیاری میکرد، یکجا فروخته و تمام آن را در راه خدا انفاق میکردند. این بخش از آن جهت تردد است که به دست آوردن دست و زحمت خود فرد است، نه مالی که از منابع خارجی به دست آمده باشد. کرم ایشان به راستی شگفتانگیز بود.
کرم امام حسین
فرزندان ایشان، امام مجتبی و اباعبدالله الحسین نیز چنین بودند.
روزی شخصی از امام حسین درخواستی کرد. حضرت ردای خود را بر روی زمین گستردند و فرمودند هر آنچه در خانه است، درون آن قرار دهید. سپس از پشت پرده دست خود را بیرون آورد و ضمن تقدیم هدایا، عذرخواهی کردند و فرمودند: «ببخشید که بیش از آن در خانه نداشتیم، ما باید از این میبخشیدیم.»
این سیره به ما میآموزد که ثروت و جایگاه افراد نباید باعث شود که در چشمشان بیارزش شود. گاهی همان مبلغ اندک برای فرد نیازمند، بسیار ارزشمند است. بنابراین، در بخشش تفاوتی میان کوچک و بزرگ یا غنی و فقیر وجود ندارد.
۳: حکایت احمد بن اسحاق و ارزش اموال خالص نزد امام زمان
ارزش هدایا به کمی و زیاد آن نیست، بلکه به خلوص نیت و پاکی مال دارد.
در روایتی آمده است که احمد بن اسحاق اشعری قمی، اموالی را از شیعیان برای امام حسن عسکری برده بود. امام فرمودند اموال را به فرزندشان (امام زمان) تحویل دهند. امام زمان پس از دریافت اموال فرمودند: «آیا دست پاک به ناپاک میخورد؟»
حاضرین تعجب کردند و از امام عسکری توضیح خواستند. ایشان فرمودند از خودشان بپرسید.
امام زمان یک به یک اموال را مشخص کرده و منشأ ناپاکی آنها را بیان فرمودند. از جمله به مالی اشاره کردند و فرمودند: «این مال برای کسی است که مقداری پشم را به امانت به دیگری داده بود تا برایش بِریسَد. دزدی آمد و پشمها را به سرقت برد. صاحب مال بازگشت و امانت خود را طلب کرد. امانتدار گفت دزد آن را برده است، اما او نپذیرفت و گفت …



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.