اشاعره معتقدند که در ذات احکام، مصلحت و مفسدهای نهفته نیست و تکلیف الهی صرفاً امری تعبدی است. از این نظر، انسان موظف به اقامه نماز و پرداخت زکات است، بدون اینکه این افعال بالذات دارای فایده باشد. آنان بر این باورند که خداوند حاکم مطلق است و اراده اوست که در حال حاضر را واجب یا حرام میسازد: «إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یُرِیدُ» و «إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ». در این دیدگاه، مصلحت در امتثال امر الهی است، نه در خود فعل. برای اثبات این مدعا، به مواردی مانند امر به تقیه یا امر به ذبح حضرت اسماعیل استناد میکند که مصلحت ظاهری در خود فعل وجود ندارد، بلکه هدف، آزمودن میزان اطاعت بنده است.
گعده علمی ـ ۱۴۰۳/۱۰/۰۸
۵,۰۰۰ تومان
(مرحوم حجتالاسلام عالمی)
عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها: وَ جَعَلَ الْإِیماَنَ تَطْهِیراً لکم من الشرک
تحلیل خطبه حضرت فاطمه زهرا: ایمان به مثابه تطهیر از شرک
مقدمه: تبیین جایگاه ایمان در فلسفه احکام
در فرازی از خطبه فدکیه، حضرت فاطمه زهرا پس از تبیین مباحث توحید و نبوت و معرفی شخصیت پیامبر اکرم، به احکام و اعتقادات پرداخته و میفرمایند: «وَ جَعَلَ الْإِیماَنَ تَطْهِیراً لکم من الشرک»؛ «و خداوند ایمان را برای تطهیر شما از شرک قرار داد». این عبارت، نقطه برای تحلیل مبانی کلامی و فقهی متعددی است.
بخش اوّل: مبانی کلامی حکم الهی
این بخش به بررسی مناقشه بنیادین میان متکلمان اسلامی در باب فلسفه تشریع احکام میپردازد.
۱. دیدگاه اشاعره: نفی تبعیت احکام از مصالح و مفاصل
اشاعره معتقدند که در ذات احکام، مصلحت و مفسدهای نهفته نیست و تکلیف الهی صرفاً امری تعبدی است. از این نظر، انسان موظف به اقامه نماز و پرداخت زکات است، بدون اینکه این افعال بالذات دارای فایده باشد. آنان بر این باورند که خداوند حاکم مطلق است و اراده اوست که در حال حاضر را واجب یا حرام میسازد: «إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یُرِیدُ» و «إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ». در این دیدگاه، مصلحت در امتثال امر الهی است، نه در خود فعل. برای اثبات این مدعا، به مواردی مانند امر به تقیه یا امر به ذبح حضرت اسماعیل استناد میکند که مصلحت ظاهری در خود فعل وجود ندارد، بلکه هدف، آزمودن میزان اطاعت بنده است.
۲: دیدگاه امامیه و معتزله: تبعیت احکام از مصالح و مفاصل
در مقابل، امامیه و معتزله بر این عقیدهاند که احکام الهی همیشه دارای مصالح و مفاسد ذاتی و واقعی هستند. وقتی که شرع مقدس به امری فرمان میدهد، قطعاً مصلحتی در آن نهفته است. همانگونه که درخواست آب، نشانگر وجود مصلحت رفع عطش است. بنابراین، امر به نماز نیز متضمن مصلحتی واقعی است.
حضرت فاطمه زهرا در عبارت «فَجَعَلَ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ»، بر همین مبنا استدلال مینمایند. حرف «فاء» در اینجا، «فاء تفریع» است که نتیجه را بر مقدمه مترتّب میکند و به بیان تفصیلی پس از یک بیان اجمالی میپردازد. مجموعه آیه شریفه «فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُما مِمَّا کانَا فِیهِ» که در آن، اخراج از بهشت، نتیجه لغزش توسط شیطان است. بر این اساس، امر به ایمان، مصلحت «تطهیر از شرک» است.
بخش دوّم: ماهیّت و افزایش ایمان
تحلیل عبارت حضرت، بزرگتر از مفهوم ایمان را میسازد.
۱. نقد دیدگاه اکتفا به عقیده قلبی
ایمان، صرفاً یک عقیده قلبی نیست، بلکه مستلزم ظهور در عمل نیز میباشد. قرآن کریم به این دوگانگی اشاره کرده و میفرماید: «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ»؛ «انکار کردند، در حالی که در باطن به آن یقین بودند». این آیه نشان میدهد که انکار ظاهری با وجود یقین باطنی، ایمان نمیشود.
۲. لزوم توأمان عقیده و عمل (روایت قرآنی)
در روایتی دیگر، حضرت موسی خطاب به فرعون میفرماید: «قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنْزَلَ هَٰؤُلَاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّی لَأَظُنُّکَ یَا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا»؛[۱] «تو خود میدانی که این معجزات را جز خداوند آسمانها و زمین نفرستاده است و من تو را هلاکشده میپندارم». در اینجا نیز علم و یقین باطنی فرعون، به دلیل فقدان تسلیم و عمل، فاقد ارزش است.
نتیجهگیری
از عبارت کوتاه حضرت زهرا دو نکته اساسی استنباط میشود:
۱: «احکام مصالح و مفاسد است»: امر به ایمان برای تحقق مصلحت تطهیر از شرک است. تشکیل امر به استحمام که برای رسیدن به مصلحت نظافت است.
۲: «ایمان بهتنهایی کافی نیست»: ایمان واقعی، ترکیبی از عقیده باطنی و التزام عملی است.
بخش سوّم: اصالت تطهیر؛ بنیاد فقهی بر ایمان
حضرت زهرا با این عبارت، باب اوّل فقه، یعنی …
[۱]. اسراء: ۱۰۲.





























نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.