حضرت امیرالمؤمنین علی در حکمت نهم از کتاب شریف نهجالبلاغه، تحلیلی دقیق از ماهیت دوگانه دنیا ارائه میفرمایند: «إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْیَا عَلَی أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَیْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ». این کلام بیانگر یک قانون کلّی در تعامل دنیا با انسان است؛ بدینمعنا که دنیا دارای دو وجه اقبال (روی آوردن) و ادبار (پشت کردن) است.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۹/۱۷
۱۰,۰۰۰ تومان
حکمت ۹: وَ قَالَ (علیه السلام) إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْیَا عَلَى [قَوْمٍ أَعَارَتْهُمْ مَحَاسِنَ غَیْرِهِمْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُمْ سَلَبَتْهُمْ مَحَاسِنَ أَنْفُسِهِمْ] أَحَدٍ، أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَیْرِهِ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ، سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِه.
و درود خدا بر او، فرمود: چون دنیا به کسى روى آورد، نیکىهاى دیگران را به او عاریت دهد، و چون از او روى برگرداند، خوبىهاى او را نیز برباید.
مقدمه و نیایش آغازین
با استعانت از پروردگار متعال و درود و تحیت بر پیامبر اکرم حضرت محمّد مصطفی و خاندان پاک و مطهر ایشان، بالاخص حضرت بقیهاللهالاعظم و لعنت ابدی بر دشمنان ایشان تا روز قیامت.
بخش اوّل: تبیین پدیدارشناختی ماهیت دنیا بر اساس حکمت نهم نهجالبلاغه
حضرت امیرالمؤمنین علی در حکمت نهم از کتاب شریف نهجالبلاغه، تحلیلی دقیق از ماهیت دوگانه دنیا ارائه میفرمایند: «إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْیَا عَلَی أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَیْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ». این کلام بیانگر یک قانون کلّی در تعامل دنیا با انسان است؛ بدینمعنا که دنیا دارای دو وجه اقبال (روی آوردن) و ادبار (پشت کردن) است.
زمانی که دنیا به فردی روی میآورد و توجهات عمومی به سمت او معطوف میگردد، تمامی فضائل و نیکیهای موجود در عالم به او نسبت داده میشود، حتی اگر فاقد آن صفات باشد. در مقابل، هنگامی که دنیا از همان فرد روی برمیگرداند و توجهات سلب میشود، حتی فضائل ذاتی و نیکیهای شخصی او نیز نادیده گرفته شده و از وی سلب میگردد و این محاسن به شخصی منتقل میشود که اکنون مورد اقبال دنیا قرار گرفته است.
مشاهدات عینی و مثالهای تجربی:
نمونه اجتماعی در شهر قم: مشاهده شده است افرادی که روزگاری مورد اقبال دنیوی بودند و تمامی امور بر محور آنان میچرخید، پس از ادبار دنیا، دچار انزوای شدید گردیدند. تا جایی که حتی در بستر بیماری کسی به عیادت آنان نرفت و مراسم تشییع جنازه ایشان از یک فرد عادی نیز کمرونقتر برگزار شد.
مثال منصب و مقام: مادامی که افراد دارای پست و مقام هستند، تمامی خوبیها به آنان منتسب میشود، اما به محض کنارهگیری یا عزل از مسند قدرت، نه تنها توجهات قطع میشود، بلکه فضائل گذشته آنان نیز به دست فراموشی سپرده میشود.
تجربه شخصی در محیط علمی: یکی از اساتید برجسته که توفیق حضور در محضرشان را داشتیم، در دوران اقبال دنیا چنان مورد توجه بود که به دلیل کثرت جمعیت و ازدحام کفشها در ورودی جلسه، امکان ورود عادی وجود نداشت و ناچار بودیم بر روی انبوه کفشها قدم بگذاریم. اما همین شخصیت، پس از ادبار دنیا، چنان خلوت و انزوایی را تجربه کرد که مراجعین به راحتی کفشهای خود را درآورده و بدون هیچ ازدحامی وارد میشدند.
نتیجهگیری اخلاقی
حضرت امیرالمؤمنین هشدار میدهند که نباید بر این تغییرات حساب باز کرد؛ نه اقبال و تمجید مردم مایه غرور است و نه ادبار و بیتوجهی آنان مایه سرشکستگی. خوبی و فضیلت امری ذاتی است و قضاوت متغیر مردم حجّت نمیباشد.
* * *
بخش دوّم: واکاوی تاریخی غصب فضائل در صدر اسلام
این قاعده دنیوی در خصوص خود حضرت امیرالمؤمنین نیز مصداق یافت. پس از رحلت رسول گرامی اسلام، با تغییر جهتگیری دنیا، تمامی فضائل، رشادتها و شجاعتهای آن حضرت نادیده انگاشته شد و این صفات به بیگانگان نسبت داده شد.
مصادره القاب: القاب و صفات مختص به أهلالبیت سلب و به مخالفین اعطا گردید. عنوان «صدیقه» که شایسته حضرت زهرا بود، به دخترِ فردی که در مقابل ایشان ایستاده بود نسبت داده شد و آن حضرت را در غربت قرار دادند. همچنین عنوان «فاروق اعظم» که جداکننده حق و باطل و مختص حضرت علی بود، از ایشان سلب و به غیر واگذار گردید.
* * *
بخش سوّم: تحلیل سندی و محتوایی نامه حضرت علی به ابوبکر
در ادامه مباحث علمی گذشته، به بررسی نامهای استناد میشود که حضرت امیرالمؤمنین مستقیماً خطاب به شخص ابوبکر نگاشتهاند. دسترسی به اسناد این نامه در عصر حاضر تسهیل شده است.
ویژگیهای ساختاری نامه
این مرقومه فاقد «بسم الله الرحمن الرحیم» است و با عبارت «وَ السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی»؛ «سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند» پایان میپذیرد که نشاندهنده موضع قاطع، تبرّی و اتمام حجّت حضرت است. حضرت در این نامه با …

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.