خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند، و نهى فرمود تا بترسند، احكام آسانى را واجب كرد، و چيز دشوارى را تكليف نفرمود، و پاداش اعمال اندك را فراوان قرار داد، با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اكراه و اجبار اطاعت نمى شود، و پيامبران را به شوخى نفرستاد، و فرو فرستادن كتب آسمانى براى بندگان بيهوده نبود،[1] و آسمان و زمين و آنچه را در ميانشان است بى هدف نيافريد. اين پندار كسانى است كه كافر شدند و واى از آتشى كه بر كافران است.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۸/۰۷
۱۰,۰۰۰ تومان
حکمت ۷۸: وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ (علیه السلام) لِلسَّائِلِ الشَّامِیِّ لَمَّا سَأَلَهُ أَ کَانَ مَسِیرُنَا إِلَى الشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ [قَدَرِهِ] قَدَرٍ، بَعْدَ کَلَامٍ طَوِیلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ: وَیْحَکَ، لَعَلَّکَ ظَنَنْتَ قَضَاءً لَازِماً وَ قَدَراً حَاتِماً! لَوْ کَانَ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ وَ سَقَطَ الْوَعْدُ وَ الْوَعِیدُ. إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْیِیراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً، وَ کَلَّفَ یَسِیراً وَ لَمْ یُکَلِّفْ عَسِیراً، وَ أَعْطَى عَلَى الْقَلِیلِ کَثِیراً، وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُطَعْ مُکْرِهاً، وَ لَمْ یُرْسِلِ الْأَنْبِیَاءَ لَعِباً وَ لَمْ یُنْزِلِ الْکُتُبَ لِلْعِبَادِ عَبَثاً، وَ لَا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا بَاطِلًا؛ “ذلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنَ النَّارِ”.
امیرالمومنین علی: و در جواب مردى شامى فرمود: (مرد شامى پرسید آیا رفتن ما به شام، به قضا و قدر الهى است امام با کلمات طولانى پاسخ او را داد که برخى از آن را برگزیدیم): واى بر تو! شاید قضاء لازم، و قدر حتمى را گمان کردهاى. اگر چنین بود، پاداش و کیفر، بشارت و تهدید الهى، بیهوده بود.
خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالى که اختیار دارند، و نهى فرمود تا بترسند، احکام آسانى را واجب کرد، و چیز دشوارى را تکلیف نفرمود، و پاداش اعمال اندک را فراوان قرار داد، با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اکراه و اجبار اطاعت نمى شود، و پیامبران را به شوخى نفرستاد، و فرو فرستادن کتب آسمانى براى بندگان بیهوده نبود،[۱] و آسمان و زمین و آنچه را در میانشان است بى هدف نیافرید. این پندار کسانى است که کافر شدند و واى از آتشى که بر کافران است.
بخش اوّل: تحلیل حکمت هفتادوهشتم نهجالبلاغه: بحث قضا و قدر
مطابق آنچه بیان شد، حکمت هفتادوهشتم نهجالبلاغه حاوی یک جریان تاریخی و در عین حال، یک مبحث کلامی است.
۱: طرح موضوع: گفتگوی امیرالمؤمنین با پیرمرد شامی
این حکمت در پاسخ به پرسش پیرمردی مطرح میشود که هویت مشخص وی مشخص نیست. این فرد، که ظاهراً از اهالی شام و از طرفداران امیرالمؤمنین در لشکر آنها بود، تحت تأثیر عوامل سوء حاکم بر شام، به نظر میرسد که به جبر اعتقاد دارد. وی در خصوص و قدر الهی از مولا پرسشی بیان کرد مبنی بر اینکه آیا حرکت لشکریان به سوی شام در جنگ صفین و بازگشت از آن، تحت علم و قضاوت الهی بوده است یا خیر.
حضرت پاسخ مثبت دادند و فرمودند: «آری، هر فراز و نشیبی که پیمودید و از هر کوهی که بالا رفتید و به هر درهای که فرود آمدید، تماماً تحت قضاوت و فرمان خداوند بود.» آن مرد در پاسخ گفت: «بنابراین، مصائبی که متحمل شدیم بدون ارزش و پاداش است، زیرا عملی جبری بوده است.»
۲: پاسخ امیرالمؤمنین: نفی جبر و اثبات اختیار
امیرالمؤمنین در تبیین موضوع فرمودند: «تو گمان میکنی که این قضاوت، یک قضای لازم و قدر حتمی است. اگر چنین بود که تو میپنداری، پس ثواب و عقاب معنایی نداشت و وعده و وعید الهی ساقط میشد.»
ایشان در ادامه به تشریح اختیارات انسان پرداختند:
اختیار در امر و نهی: «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْیِیراً»؛ خداوند آنگاه که بندگانش را به امری فرمان میدهد، آنها را مختار قرار داده است. «وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً»؛ و آنگاه که آنان را از امری نهی میکند، از باب برحذر داشتن است تا با اختیار خود آن را ترک کنند.
تکلیف صالح: «وَ کَلَّفَ یَسیراً وَ لَمْ یُکَلِّفْ عَسیراً»؛ خداوند تکالیف را آسان قرار داده و تکالیف مشکل بر دوش بندگان ننهاده است. اگر جبر حاکم بود، آسانی و سختی در تکلیف بیمعنا میشد و همگان در سختی و اضطرار قرار داشت.
پاداش کثیر در برابر عمل قلیل: «وَ أَعْطَی عَلَی الْقَلِیلِ کَثِیراً»؛ این اصل که خداوند در برابر عمل اندک، بسیار عطا می کند، با جبر در تضاد است. اگر ما باید بودیم، دیگر نمیتوانم بگویم عمل اندکی از ما صادر شد و خداوند خیر کثیر عطا فرمود، زیرا این امر کرم الهی را نیز زیر سوال میبرد.
نفی غلبه و اکراه در معصیت و اطاعت: «وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً»؛ هیچ گناهی مغلوب اراده الهی نیست که محکوم به گناه بوده است. «وَ لَمْ یُطَعْ مُکْرَهاً»؛ و هیچ فرد مطیعی به اکراه و اجبار اطاعت نمیکند. اطاعت در شرایط اکراه، معنای واقعی خود را از دست می دهد. فردی که با تهدید و اجبار وادار به انجام کاری مانند نماز خواندن میشود، نمیتواند ادعای اطاعت از امر پروردگار یا مدیر مدرسه را داشته باشد. بلکه از روی ترس، عملی را به اجبار انجام داده است.
هدفمندی ارسال رسل و نزول کتب: «وَ لَمْ یُرْسِلِ الْأَنْبِیَاءَ لَعِباً»؛ خداوندان را برای سرگرمی و بیهودگی پیامبر مبعوث نکرده است، بلکه آنها را فرستادند تا انسانهای مختار را به صراط مستقیم دعوت کنند. مسیری که انسانها آن را انتخاب میکنند یا مسیر دیگری را دارند. «وَ لَمْ یُنْزِلِ الْکُتُبَ لِلْعِبَادِ عَبَثاً»؛ خداوند برای بندگانش کتاب را …
[۱]. نقد مکتب ولونتاریسم VOLUNTARISM (مکتب اصالت اراده و اختیار) که هرگونه جبرى را نفى مىکند، زیرا در اسلام انسان با کمک خدا عمل مىکند.







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.