چکیده
اصالت واقعگرایی راهبردی در صیانت از منافع ملی و پرهیز از وابستهسازی امنیت، توسعه و پیشرفت به وعدههای بیرونی، بر ضرورت اتکای همزمان به ظرفیتهای داخلی، اقتدار ملی و تصمیمگیری سنجیده تأکید دارد. این رویکرد، تعاملات خارجی را تنها یکی از ابزارهای تأمین منافع میداند و نه تنها مسیر تحقق اهداف کلان. هماهنگی میان دیپلماسی، توان دفاعی، اقتصاد و فناوری، زمینه افزایش قدرت ملی و کاهش آسیبپذیری را فراهم میسازد. همچنین، ارزیابی مستمر سیاستها، بهرهگیری از تجربههای گذشته و پرهیز از تکرار خطاهای راهبردی، کیفیت حکمرانی را ارتقا میدهد. توجه به ضمانتهای حقوقی، حفظ استقلال تصمیمگیری و تقویت سرمایههای داخلی، امکان مدیریت مؤثرتر تحولات بینالمللی را ایجاد میکند. واقعبینی در سیاستگذاری، اعتماد عمومی را افزایش داده و از شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه جلوگیری میکند. همافزایی میان همه مؤلفههای قدرت ملی، بستر پایداری امنیت، اقتصاد و توسعه را فراهم میآورد. در چنین چارچوبی، تعامل خارجی زمانی بیشترین کارآمدی را خواهد داشت که بر پایه اقتدار، انسجام داخلی و خوداتکایی شکل گیرد. استمرار این رویکرد، توان کشور را در مواجهه با فشارهای بیرونی افزایش داده و زمینه تحقق اهداف بلندمدت را با ثبات بیشتری فراهم میسازد.
واژگان کلیدی
مذاکره، دیپلماسی، منافع ملی، اقتدار ملی، قدرت دفاعی، بازدارندگی، خوداتکایی، ظرفیتهای داخلی، تحریم، برجام، توافق بینالمللی، تعهدات بینالمللی، اعتماد عمومی، حکمرانی، تصمیمگیری راهبردی، سیاست خارجی، اقتصاد مقاوم، توسعه پایدار، استقلال سیاسی، امنیت ملی، همافزایی نهادی، ضمانت اجرایی، واقعگرایی راهبردی، سرمایه اجتماعی، مدیریت راهبردی
اصول
- اصل ضرورت استوارسازی تصمیمهای کلان بر مبنای واقعبینی راهبردی و پرهیز از اعتماد یکجانبه در تعاملات و توافقهای بینالمللی [1]
- اصل همافزایی میان ظرفیتهای دفاعی، دیپلماتیک، اقتصادی و مدیریتی به عنوان بنیان اقتدار پایدار ملی [2]
- اصل پرهیز از وابستهسازی سرنوشت سیاستهای کلان کشور به نتایج مذاکرات و توافقهای خارجی بدون پشتوانه داخلی [3]







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.