چکیده
مذاکره در عرصه روابط بینالملل، صرفاً یک ابزار ارتباطی برای مدیریت اختلافات سیاسی نیست، بلکه میتواند در شکلدهی به برداشتها، تولید معنا و تنظیم چارچوبهای فهم قدرت در نظام جهانی نیز نقشآفرین باشد. نحوه تعریف مفاهیمی همچون تعامل، مشروعیت، قدرت و حل اختلاف، تحت تأثیر گفتمانهایی قرار میگیرد که در فرآیندهای مذاکرهای بازنمایی و تثبیت میشوند. در چارچوب بررسی حاضر «اصالت بررسی کارکرد ایدئولوژیک مذاکره در بازتولید سلطه و تضعیف گفتمان مقاومت در عرصه جهانی» به تحلیل چگونگی تأثیرگذاری سازوکارهای مذاکره بر مناسبات قدرت، روایتهای سیاسی و جایگاه گفتمانهای رقیب میپردازد. این رویکرد، مذاکره را از منظر کارکردهای فراتر از سطح رسمی آن مورد توجه قرار داده و نقش آن را در تعیین دستورکارها، تنظیم قواعد تعامل و ایجاد چارچوبهای ادراکی خاص در روابط میان بازیگران بررسی میکند. در این چارچوب، مذاکرات نابرابر میتوانند تحت تأثیر تفاوت ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی و رسانهای، زمینه تثبیت برخی روایتها و محدود شدن امکان بازنمایی دیدگاههای مستقل را فراهم سازند. همچنین، پیوند میان فشارهای سیاسی، سازوکارهای مشروعیتسازی و فرآیندهای مذاکرهای، امکان تحلیل دقیقتر نقش تعاملات دیپلماتیک در استمرار یا تغییر مناسبات قدرت را فراهم میکند. شناخت این فرآیندها نیازمند بررسی رقابت گفتمانها، تحلیل تجربههای تاریخی روابط قدرت و توجه به نحوه شکلگیری ادراکات جهانی از بازیگران سیاسی است. بر این اساس، تقویت توان تحلیل گفتمانی، افزایش شناخت نسبت به سازوکارهای اثرگذاری سیاسی، حفظ استقلال مفهومی در تبیین مسائل بینالمللی و توسعه ظرفیتهای رسانهای و علمی برای ارائه روایتهای مستقل، از جمله راهکارهای مقابله با محدودیتهای ناشی از چارچوبهای مسلط به شمار میآید. در نهایت، بررسی کارکرد ایدئولوژیک مذاکره نشان میدهد که فرآیندهای دیپلماتیک علاوه بر نتایج مستقیم سیاسی، دارای ابعاد معنایی و ساختاری نیز هستند و شناخت این ابعاد برای فهم دقیقتر روابط قدرت، حفظ استقلال راهبردی و تقویت گفتمانهای مستقل در عرصه جهانی اهمیت اساسی دارد.
واژگان کلیدی
کارکرد ایدئولوژیک مذاکره، بازتولید سلطه، گفتمان مقاومت، روابط قدرت، عرصه جهانی، روایت سیاسی، مشروعیتسازی، مذاکرات نابرابر، استقلال راهبردی، قدرت هژمونیک، تعاملات بینالمللی، تحلیل گفتمانی.
اصول
- اصل تبیین کارکرد مبانی انحرافی فکری در هرگونه مذاکره در تولید معنا، جهتدهی به ادراکات سیاسی و شکلدهی به چارچوبهای فهم قدرت و سلطه در عرصه جهانی[1]
- اصل تحلیل سازوکارهای ساختاری مذاکره در بازتولید سلطه از طریق تنظیم دستورکار، تعیین قواعد تعامل و تثبیت مناسبات نابرابر سیاسی[2]
- اصل واکاوی نقش ابزاری مذاکره در امتداد راهبردهای فشار سیاسی و تبدیل گفتوگو به سازوکاری برای پیشبرد اهداف قدرتهای مسلط[3]






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.