امیرالمؤمنین فرمودند: «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّةٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ…» این عبارت بسیار تأملبرانگیز است. انسان بالطبع موجودی انسگیرنده و به تعبیری «مدنی بالطبع» است؛ به این معنا که به زندگی اجتماعی با دیگران گرایش داشته و از انزوا و تنهایی گریزان است. با این وجود، حضرت میفرمایند که «قلوب الرجال وحشیة». این گزارش در تقابل با تصور اولیه و رایج ذهنی قرار دارد. این پرسش مطرح میشود که چگونه ممکن است انسان با همنوعان خود مأنوس باشد، اما در عین حال، کلام امیرالمؤمنین قلوب رجال را «وحشی» توصیف کند؟
گعده ۱۴۰۴/۰۶/۳۰
۱۴,۰۰۰ تومان
حمکت ۵۰: «وَ قَالَ (علیه السلام): قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّهٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْه»
راه جذب دلها (اخلاقى، اجتماعى)
و درود خدا بر او، فرمود: دلهاى مردم گریزان است، به کسى روى آورند که خوشرویى کند.» (ترجمه مرحوم دشتی)
تحلیل کلام امیرالمؤمنین: «قلوب الرجال وحشیه» و مفهوم تألیف قلوب
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین، لا سیما بقیه الله فی الارضین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
امیرالمؤمنین فرمودند: «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّهٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ…» این عبارت بسیار تأملبرانگیز است. انسان بالطبع موجودی انسگیرنده و به تعبیری «مدنی بالطبع» است؛ به این معنا که به زندگی اجتماعی با دیگران گرایش داشته و از انزوا و تنهایی گریزان است. با این وجود، حضرت میفرمایند که «قلوب الرجال وحشیه». این گزارش در تقابل با تصور اولیه و رایج ذهنی قرار دارد. این پرسش مطرح میشود که چگونه ممکن است انسان با همنوعان خود مأنوس باشد، اما در عین حال، کلام امیرالمؤمنین قلوب رجال را «وحشی» توصیف کند؟
برخی از اینگونه برداشتها میکنند که مقصود از «رجال» در این کلام، سران قوم و یا پادشاهان است که به طور طبیعی از توده مردم دوری میگیرند. با این، بر اساس ظاهر روایت، انس بیماری امری متفاوت از همزیستی و بهرهبرداریهای مادّی متقابل است. جذب قلوب، چنانکه آن حضرت تبیین میفرمایند، از طریق انس، تألیف، ملاطفت، دوستی و محبت امکانپذیر است. برای مثال، امکان ندارد فردی به محلی وارد شود، با کسی مراوده و سلام و احوالپرسی نکند و در عین حال انتظار داشته باشد که همسایگان با او انس بگیرند. زمانی که فرد با گشادهرویی، آدای سلام و احترام متقابل (مانند دست بر سینه نهادن) پیشقدم شود، دیگران از او پرهیز کرده، دوری میگزینند و به او نزدیک نخواهند شد. این همان معنای «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّهٌ، فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ» است.
در روایات متعددی از مولا آمده است که مؤمن، «مألوف» است. یعنی اهل انس و الفت است. ایشان فرمودند: «خوشا به حال کسی که اهل انس و الفت است و مردم به خاطر خداوند با او انس میگیرند». رسول گرامی اسلام نیز فرمودند: «مؤمن، اَلِف و مألوف است». ماهیت و جنس مؤمن، انسگیرنده، ملاطفتکننده و خوشمشرب است.
مراسم پس از رحلت پیامبر و دفاع یاران خاص امیرالمؤمنین
در بررسی تاریخ پس از رحلت رسول گرامی اسلام، بنابر این بود که دوازده نفری را بیان کردند که در اولین جمعه پس از آن واقعه از امیرالمؤمنین حمایت کردند، قرائت شوند. بیانات سلمان فارسی و مقداد بن اسود خوانده شد. سلمان، مدافع سرسخت امیرالمؤمنین و در صف مقدم دفاع از مولا علی قرار داشت. این دفاع تنها به جمعه اوّل محدود نبود و بارها تکرار شد تا آنجا که امیرالمؤمنین ایشان را قسم دادند که اختیار کند. سلمان خود ماجرای بیعت را چنین بیان میکند: «من بیعت نکردم، ممکن است ضربهای محکم بر گردنم زد که متورم شد و دستم را آنگونه پیچاندند که توان انجام کاری را نداشت. سپس دست ابوبکر را به دست من زدند». چنین بیعتی را نمیتوانم چیزی جز بیعت اجباری نامید.
پس از سلمان، ابوذر به پا خاست. در روایات ما، به سه شخصیت سلمان، ابوذر و مقداد توجه ویژه شده است. گفته شده که پس از رسول گرامی اسلام تنها همین سه تن بر عهد خود باقی ماندند. حتی امیرالمؤمنین خطاب به برادر بزرگوارشان [عقیل] بیانی دارند که به دلیل احترام به جبران مافات ایشان در آینده و نیز احترام به فرزندانشان که همگی در کربلا به شهادت رسیدند، از ذکر آن خودداری میکنیم. اما مولا به شدت از برادر بزرگشان و همچنین رسول از عباس، عموی گرامی اسلام رنجیده بودند، زیرا آنگونه که شایسته بود، از پیامبر از ایشان حمایت نکردند. ایشان میفرمودند: «کاش حمزه بود، کاش جعفر بود، آنگاه مکان متفاوت بود. من گرفتار این دو نفر شدم.» تعابیر دیگری نیز وجود دارد که به همین مقدار بسنده میشود. تنها سلمان، ابوذر و مقداد بودند که پس از رسول گرامی اسلام حامیان جدی امیرالمؤمنین باقی ماندند.
پس از اعتراض سلمان به ابوبکر بر فراز منبر، ابوذر به پا خاست. همانطور که میدانید، ابوذر شخصیتی صریحاللهجه بود و با کسی که تعارف نداشت. زمانی که عثمان او را از مدینه تبعید کرد، مولا علی در وصف او جملهای فرمودند که با بحث انس و الفت ارتباط دارد: «لَا یُؤْنِسُکَ إِلَّا الْحَقُّ وَ لَا یُوحِشُکَ إِلَّا الْبَاطِلُ.»؛ «تو را جز حق انیس و همدمی نیست و جز باطل، چیزی تو را به وحشت نمیاندازد.» این نشاندهنده بسیار شدید مولا نسبت به ابوذر، هم در مواجهه با ابوبکر و عمر، و هم در مقابله با عثمان است. درگیری و اعتراض ابوذر به سبک زندگی عثمان بسیار جدی بود. پس از تبعید به شام، با معاویه نیز درگیر شد. وقتی که قصر معاویه را دید، گفت: …


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.