چکیده
قوه متخیله در سنت فلسفه اسلامی و عرفان نظری، به عنوان یکی از مراتب بنیادین ساختار ادراک انسانی، جایگاهی قابل توجه در تبیین نسبت میان معانی مجرد، مراتب عقل و ساحت های گوناگون شناخت دارد. بررسی این موضوع، امکان تحلیل ارتباط میان قوای ادراکی، کیفیت تمثل معانی، جایگاه حس مشترک، مراتب ظهور صور ادراکی و نسبت آنها با ساختار نفس انسانی را در قالب یک منظومه معرفتی فراهم می آورد. همچنین مطالعه این حوزه، زمینه شناخت پیوندهای میان نفس شناسی، معرفت شناسی، هستی شناسی و مباحث مربوط به عالم مثال را توسعه می دهد و ظرفیت مناسبی برای تحلیل دیدگاه های حکمای مسلمان درباره مراتب ادراک و نظام شناخت انسانی ایجاد می کند. در کنار این ظرفیت ها، گستردگی مبانی فلسفی، پیچیدگی مفاهیم، تنوع برداشت های تفسیری، اختلاف دیدگاه های فلسفی، نیاز به بازخوانی منابع کلاسیک و ضرورت بازسازی ادبیات پژوهشی معاصر، از مهم ترین موضوعات قابل بررسی در این حوزه به شمار می روند. بر همین اساس، سامان دهی مطالعات مرحله ای، تحلیل تطبیقی دیدگاه ها، طبقه بندی مفاهیم بنیادین، مستندسازی نظام مند منابع و تدوین چارچوب های پژوهشی، زمینه توسعه مطالعات آینده درباره ساختار ادراک، جایگاه قوه متخیله و نسبت آن با مراتب مختلف شناخت انسانی را فراهم می سازد.
واژگان کلیدی
قوه متخیله، تمثل، حقایق مجرد، مراتب ادراک، قوه عاقله، نفس انسانی، حس مشترک، صور ادراکی، معانی مجرد، فلسفه اسلامی، عرفان نظری، عالم مثال، مراتب وجود، معرفت شناسی، نفس شناسی، حکمت اسلامی، ساختار شناخت، قوای ادراکی، ادراک عقلی، ادراک حسی.
اصول
1: اصل جایگاه قوه متخیله در ساختار پیوسته مراتب ادراک انسانی و نسبت آن با تمثل معانی و حقایق مجرد در ساحت آگاهی[1]
2: اصل نسبت ساختاری میان قوه متخیله و قوه عاقله در چارچوب نظام مراتب نفس و فرایند ظهور معانی در قالب های ادراکی[2]
3: اصل تناسب میان مراتب تجرد معانی و ویژگی های قالب های ادراکی در فرایند تمثل و بازنمایی حقایق در ساحت نفس انسانی[3]







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.