چکیده
این پژوهش با محوریت «اصالت خیانت بودن کارکرد مسئولان مذاکرات و قرارداد برجام و ضرورت محاکمه آنان به عنوان مفسد فیالارض» به بررسی انتقادی ساختار تصمیمسازی و پیامدهای حقوقی، سیاسی و راهبردی توافقات بینالمللی در چارچوب مناقشات مرتبط با برجام پرداخته و بر نقش ابهام مفهومی در واژگان کلیدی توافقات، بهویژه در تفکیک میان رفع، تعلیق و لغو تعهدات، تأکید دارد؛ بهگونهای که این ابهام به عنوان عامل ایجاد تفسیرپذیری حقوقی، کاهش شفافیت نهادی و بروز اختلافات دیپلماتیک و سیاسی در سطوح ملی و بینالمللی تحلیل میشود و ضعف در دقت واژگانی و نبود نظام شفافیت مفهومی، زمینهساز کاهش اعتبار حقوقی توافق و افزایش ریسکهای بلندمدت امنیتی و ژئوپلیتیک تلقی میگردد، در عین حال، پژوهش حاضر بر شکاف میان متن واقعی تعهدات بینالمللی و روایت رسمی ارائهشده به افکار عمومی و نهادهای تقنینی تأکید کرده و این شکاف را عاملی در تضعیف اعتماد اجتماعی، بحران ادراک عمومی و کاهش کارآمدی نظارت پارلمانی میداند؛ بهگونهای که تمرکز قدرت در تیمهای مذاکرهکننده و ضعف سازوکارهای پاسخگویی نهادی، موجب تضعیف نظارت دموکراتیک، افزایش خطاهای شناختی در فرآیند تصمیمگیری و غلبه ملاحظات کوتاهمدت اقتصادی بر پیامدهای بلندمدت حقوقی و امنیتی میشود، همچنین عدم توازن در تعهدات متقابل، نبود ضمانتهای اجرایی مؤثر و فقدان پایش مستمر توافقات در طول زمان، از جمله عوامل تشدیدکننده آسیبپذیری حقوقی و کاهش پایداری توافقات ارزیابی میگردد، در مقابل، تقویت نظارت پارلمانی، ارتقای شفافیت مفهومی، همسوسازی روایت عمومی با محتوای واقعی توافقات، ایجاد نظام پاسخگویی نهادی، توسعه سازوکارهای ضمانت اجرایی و طراحی نظام پایش و ارزیابی دورهای به عنوان برنامهها و راهکارهای اصلاحی برای بهبود کیفیت تصمیمسازی و صیانت از منافع ملی پایدار معرفی میشوند، با این وجود این چارچوب با چالشهایی نظیر ابهام ساختاری در واژگان حقوقی، تعارض میان حقوق داخلی و تعهدات بینالمللی، کاهش استقلال تحلیلی تیمهای مذاکرهکننده تحت فشارهای سیاسی، بحران اعتماد عمومی و بیاعتمادی ساختاری در روابط بینالملل مواجه است که در مجموع ضرورت بازنگری در سازوکارهای حقوقی، نهادی و راهبردی مذاکرات بینالمللی را برجسته ساخته و بر اهمیت ارزیابی انتقادی مستمر توافقات در طول زمان تأکید مینماید.
واژگان کلیدی
برجام، توافقات بینالمللی، شفافیت مفهومی، خیانت در حکمرانی، پاسخگویی نهادی، نظارت پارلمانی، عدم توازن تعهدات، ضمانت اجرایی، منافع ملی، مدیریت ادراک عمومی، پایش توافقات، حقوق بینالملل، ریسک حقوقی، ریسک ژئوپلیتیک، خطای شناختی در مذاکره، ساختار تصمیمگیری، استقلال مذاکرهکنندگان، تعارض حقوق داخلی و بینالمللی، اعتماد عمومی، سیاست خارجی.
اصول
۱: اصل ضرورت شفافیت مفهومی در تفکیک میان رفع، تعلیق و لغو در متون توافقات بینالمللی و پیامدهای حقوقی هر واژه[1]
۲: اصل اهمیت همسویی میان متن توافقات و روایت رسمی ارائهشده به افکار عمومی و نهادهای تقنینی[2]
۳: اصل نقش نظارت پارلمانی مؤثر در کاهش ریسکهای حقوقی و سیاسی توافقات بینالمللی پیچیده[3]


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.