| چکیده |
| این منظومه بر این مبنا استوار است که سنن الهی صرفاً قواعد اعتباری یا تاریخی نیستند، بلکه ریشه در قوانین تکوینی نظام خلقت دارند و در پیوند با تکوین خلقی و فطرت ولائیّه، واجد شأن تأسیسی و مولویاند. این سنن پس از تحقق در ساحت تکوین، در نسبت با اراده انسانی وارد مرحله اجرا شده و در یک زنجیره پیوسته از معارف، احکام، گفتمان، فرهنگ و تمدن به فعلیت تاریخی میرسند؛ بهگونهای که تاریخ، صورت تحققیافته این سنن در بستر کنش انسانی و هدایت الهی است.
در این چارچوب، فطرت ولائیّه بهعنوان بستر درونی پذیرش سنن و اراده انسانی بهعنوان عامل فعلیتبخش، در نسبت با جریان هدایت الهی قرار میگیرند و امکان گذار سنن از امکان وجودی به فعلیت تاریخی را فراهم میسازند. این نسبت، در عین وحدت، واجد لایههای درهمتنیده هدایت، اختیار و پذیرش است. از منظر ساختاری، زنجیره معارف، احکام، گفتمان، فرهنگ و تمدن مسیر تحقق سنن را شکل میدهد و احیای سنن پیشینی و تولید گفتمانهای نوین را در یک جریان واحد تاریخی قرار میدهد. در عین انسجام، این منظومه با چالشهایی مانند همپوشانی معارف و احکام، درهمتنیدگی گفتمان و فرهنگ، و دشواری تفکیک ساحتهای وجودی و هنجاری روبهرو است. همچنین نسبت اراده انسانی و جریان سنن الهی نیازمند تحلیل دقیق و چندلایه است. در سطح کارکردی، این نگاه بر فهم توحیدی سنن، پیوند فطرت ولائیّه با ادراک اجتماعی، و انسجام حرکت از معرفت تا تمدن تأکید دارد و از تقلیل سنن به سطح صرفاً تاریخی یا اجتماعی جلوگیری میکند. |
| واژگان کلیدی |
| سنن تاریخی، سنن الهی، فطرت ولائیّه، تکوین خلقی، تشریع الهی، معارف و احکام اسلامی، گفتمان دینی، فرهنگ و تمدن اسلامی، رابطه اختیار و هدایت، فلسفه تاریخ در اسلام
|
اصول
- اصل پیوند تکوین خلقی و فطرت ولائیّه در بنیانگذاری سنن تاریخی و امکانپذیری فعلیتیابی آنها در افق اراده انسانی و سیر تاریخی جوامع [1]
- اصل تمایز بنیادین میان مرتبه تکوین وجودی سنن و مرحله اجرای ارادی آنها در شکلگیری نظم تاریخی و مسئولیت انسانی [2]
- اصل نقش معرفتهای وحیانی در صورتبندی «بودها» بهعنوان سازوکار ادراکپذیری سنن تکوینی در ساحت آگاهی انسانی [3









نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.