اصول
1: اصل همسنخی پیشینی ارواح در روایت «الأرواح جنود مجنده» و نقش آن در شکلگیری گرایشهای درونی میان نفوس انسانی [1]
2: اصل تأثیر معرفت متقابل و فرآیند تدریجی «تعارف» در شکلگیری الفت روحی و تقویت همگرایی نفوس انسانی در بستر تعاملات اجتماعی و انسانی[2]
3: اصل نقش ناآشنایی، بیگانگی و «تناکر» در ایجاد واگرایی تدریجی، فاصله روانی و گسست ارتباطی میان ارواح انسانی در روابط فردی و اجتماعی[3]
4: اصل تقدم پیوندهای روحی و سنخیتهای درونی بر روابط صرفاً ظاهری و قراردادی در تحلیل عمیق روابط انسانی در منظومه معرفتی روایات اسلامی[4]
5: اصل لایهمندی چندسطحی روابط انسانی میان ساحت جسمانی، روانی و روحی و نقش تعیینکننده لایه روحی در جهتدهی به انس یا اختلاف میان انسانها[5]
[1] . بر اساس این اصل، ارواح انسانی پیش از هرگونه مواجهه ظاهری و تعامل اجتماعی، دارای نوعی همسنخی و همجنسبودگی معنوی و وجودی هستند که در روایت «الأرواح جنود مجنده» بهعنوان زمینه اولیه برای الفت یا نفرت معرفی میشود و این سنخیت پنهان، منشأ بسیاری از گرایشهای طبیعی و ناگهانی میان انسانها تلقی میگردد.
[2] . در این اصل، «تعارف» نه صرفاً شناخت سطحی، بلکه فرآیندی تدریجی برای کشف سنخیتهای پنهان ارواح دانسته میشود که هرچه این شناخت متقابل عمیقتر و گستردهتر گردد، زمینه شکلگیری «ائتلاف» روحی و انس درونی میان انسانها نیز به همان میزان تقویت میشود.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.