اصول
1: اصل تکوین سلسلهمراتب تفویض مأذونیت در ساختار ولایت ولیّ فقیه بهعنوان نظاممندترین صورت تقسیم کار الهی در جامعۀ ولائی و انتظام امور جزء و کلّ[1]
2: اصل تحقق پیوستار ولایت در امتداد نایبسازیهای مشروع ولیّ فقیه در ساماندهی امور اجرایی و راهبردی جامعه ولائی[2]
3: اصل تعیّن ولایت در قالب نمایندگیهای مأذون و کنترلشده در جهت صیانت از وحدت معنوی و کارکردی جامعۀ ولائی[3]
4: اصل انحصار مرجعیت تعیین نمایندگان و نایبان در دایره ولایت ولیّ فقیه بهمثابه تنها کانون مشروعیتبخش به ساختار مدیریتی جامعه ولائی[4]
5: اصل تناظر دقیق میان سطح مأموریتهای جزء، کلّ و کلان با مراتب انتصاب سرپرستان و نایبان در هندسه مدیریتی ولایت ولیّ فقیه[5]
[1]. تفویض مأذونیت در ساختار ولایت ولیّ فقیه، یک امر پراکنده یا سلیقهای نیست، بلکه دارای نظامی سلسلهمراتبی و دقیق است که بر اساس حکمت مدیریتی شکل میگیرد. در این ساختار، هر سطح از مسئولیت، متناسب با ظرفیت و جایگاه خود، مأموریت مشخصی دریافت میکند. این نظم موجب میشود که انتقال وظایف از سطح کلان به سطوح میانی و جزئی بدون گسست و آشفتگی انجام گیرد. در نتیجه، جامعه ولائی در یک شبکه منسجم از مسئولیتهای هماهنگ اداره میشود که در آن تداخل و تعارض به حداقل میرسد.
[2]. ولایت ولیّ فقیه در مقام هدایت کلان، از طریق نایبسازیهای مشروع در لایههای مختلف جامعه استمرار پیدا میکند و دچار انقطاع نمیشود. این پیوستار موجب میشود که سیاستها و جهتگیریهای کلان، در مسیر اجرا دچار شکست یا تحریف نشوند. نایبان در این میان نقش حلقههای واسط را دارند که میان مرکز تصمیمگیری و بدنه اجرایی جامعه اتصال برقرار میکنند. نتیجه این فرآیند، شکلگیری یک جریان واحد از هدایت ولائی است که در تمام سطوح اجتماعی قابل ردیابی و پیگیری است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.