اصول
۱: اصل تلاقی کارکردهای نظامی ـ امنیتی با سازوکارهای اقتصادی در چارچوب جنگهای منطقهای بهمثابه بخشی از معادلات کلان اقتصاد جهانی[1]
2: اصل برجستهشدن نقش درگیریهای محدود جغرافیایی در جهتدهی به مسیرهای کلان جریان سرمایه و منابع در سطح جهانی[2]
3: اصل بروز نوسانات گسترده در بازارهای راهبردی جهانی در پی گرهخوردگی متغیرهای اقتصادی با تحولات امنیتی منطقهای[3]
4: اصل اختلال در تداوم و انسجام زنجیرههای تأمین جهانی در اثر بیثباتیهای ناشی از درگیریهای منطقهای[4]
5: اصل شکلگیری دگرگونی در الگوهای تصمیمگیری سرمایهگذاران بینالمللی در بستر افزایش ادراک ریسکهای ژئوپلیتیکی[5]
[1] . جنگهای منطقهای، در فراتر از ماهیت صرفاً نظامی، در بستری از پیوندهای پیچیده با ساختارهای اقتصادی جهانی قرار گرفته و بهعنوان عاملی اثرگذار در تنظیم جریانهای مالی، تجاری و انرژی، جایگاهی چندبعدی در معادلات بینالمللی پیدا میکنند.
[2] . درگیریهای منطقهای، بهعنوان پدیدههایی با دامنه جغرافیایی محدود، در عمل به تغییر مسیر جریان سرمایه، منابع انسانی و مواد اولیه منجر شده و الگوهای توزیع و تخصیص منابع در اقتصاد جهانی را دستخوش تحول میسازند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.