گعده علمی – ۱۴۰۴/۰۹/۲۵

۱۱,۰۰۰ تومان

امیرالمؤمنین، علی ابن ابی‌طالب، در حکمت خویش فرمودند: «الفقیه، کلّ الفقیه، مَن لَم یُقنط الناس مِن رحمة الله»

این فرمایش، شاخصه‌ای حیاتی برای تعیین فقیه مورد تأیید ایشان را مشخص می‌نماید. فقیهی که عالم به دین است و دین‌شناس می‌باشد، فقاهتش کامل نخواهد بود مگر آن‌که واجد این نشانه باشد: عدم ناامیدسازی مردم از رحمت واسعه الهی.

حکمت ۹۰: وَ قَالَ (علیه السلام): الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ، وَ لَمْ یُؤْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، وَ لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ.

و درود خدا بر او که فرمود: فقیه کامل کسى است که مردم را از آمرزش خدا مأیوس، و از مهربانى او نومید نکند، و از عذاب ناگهانى خدا ایمن نسازد.

۱: معیار فقاهت از منظر امیرالمؤمنین

امیرالمؤمنین، علی ابن ابی‌طالب، در حکمت خویش فرمودند: «الفقیه، کلّ الفقیه، مَن لَم یُقنط الناس مِن رحمه الله»

این فرمایش، شاخصه‌ای حیاتی برای تعیین فقیه مورد تأیید ایشان را مشخص می‌نماید. فقیهی که عالم به دین است و دین‌شناس می‌باشد، فقاهتش کامل نخواهد بود مگر آن‌که واجد این نشانه باشد: عدم ناامیدسازی مردم از رحمت واسعه الهی.

تبیین مفهومی: فقیهی که سخن او منجر به یأس و افسردگی شنونده شود، اگرچه ممکن است دین‌شناس باشد، اما دین را به ‌طور تمام و کمال نشناخته است.

استنتاج دوگانه از حکمت

۱: ضرورت توجه و عدم بی‌اعتنایی فقیه نسبت به جامعه

۲: اجتناب مطلق از ایجاد ناامیدی در مردم نسبت به رحمت خداوند

۲: تأکید بر روح ‌الله و مکر الله

امیرالمؤمنین تأکید می‌فرمایند: «و لَم یُیئِسْ مِن روح الله»؛ «مردم را از روح خدا مأیوس نکند».

تفسیر تفکیکی: رحمت خداوند (بخش اوّل حکمت) اغلب به امور اخروی و دنیوی مرتبط است، در حالی ‌که روح ‌الله (بخش دوّم) برای امید به امور اجتماعی و دنیایی به ‌کار می‌رود؛ همان‌گونه که یعقوب به فرزندانش در جریان جست‌وجوی یوسف فرمود: «و لا تَیأسُوا مِن روح الله».

مفهوم امید در ساحت دنیوی و اخروی: ناامید نبودن از رحمت خدا ناظر بر امور آخرتی است، و امید به روح ‌الله ناظر بر امور دنیوی، از جمله انتظار فرج امام زمان و اعتقاد به حل مشکلات.

اصل عدم بن‌بست: مشکل تنها زمانی لاینحل است که خداوند، ائمّه معصومین و باب‌الحوائج‌ها نباشند؛ مادامی که این ارکان وجود دارند، مشکل‌گشا نیز حضور دارد.

هشدار پایانی: «و لَم یُؤمِنْ مِنْ مَکرِ الله»؛ «و آنان را از مکر خدا ایمن نسازد». کلام با هشداری به فقیه پایان می‌یابد که نباید مردم را چنان مطمئن سازد که طاعات را ترک کرده و به غفلت روی آورند، زیرا قدرت مطلق در دست خداست و مکر الهی می‌تواند از جایی که گمان نمی‌رود، فرد را مورد مؤاخذه قرار دهد و سقوطی جبران‌ناپذیر رقم زند.

۳: بحران سقیفه و مواضع خلفا

۱-۳: اقدام امیرالمؤمنین

پس از رحلت رسول گرامی اسلام، امیرالمؤمنین در مواجهه با وقایع سقیفه، شخص ابوبکر را مورد خطاب قرار دادند و نامه‌ای تند، فاقد هرگونه سلام، به او مرقوم فرمودند.

۲-۳: واکنش ابوبکر و عمر

اضطراب ابوبکر: لحن نامه چنان تند بود که ابوبکر دچار اضطراب شدید شد و در مقابل مردم، موضع تدافعی گرفت و ادعا کرد که مردم و مهاجران او را وادار به پذیرش این امر کرده‌اند.

دلجویی و تحلیل عمر: عمر برای دلداری ابوبکر، وی را از موضع ضعف خارج ساخت و گفت: «تو ضعیفی، می‌ترسی، پدرت هم می‌ترسید. اما علی چنین نیست؛ علی فردی نیست که بشود از او ترسید.»

۳-۳: تحلیل عمر از شخصیت علی

عمر معتقد بود طبیعت علی به‌ گونه‌ای است که باید شکسته شود تا همچون صخره‌ای که می‌شکند و آب از آن می‌جوشد، تسلیم گردد. وی اظهار داشت: ثمره درخت شجره علی              * در رابطه با اهل سقیفه، جز تلخی نیست و نباید توقع دیگری از ایشان داشت.

۴-۳: پاسخ ابوبکر و دلایل عدم قیام علی

ابوبکر در مقابل، عمر را قسم داد: «نَاشَدْتُکَ اللَّهَ یَا عُمَرُ»؛ «تو را به خدا قسم می‌دهم، ای عمر، رهایم کن». وی سپس به عمر گفت: «والله لَوْ هَمَّ ابْنُ أَبِی طَالِبٍ بِقَتْلِی وَ قَتْلِکَ، لَفَعَلَ.»؛ «اگر او قصد کشتن من و تو را داشت، به‌ راحتی می‌توانست هر دوی ما را بکشد.»

سپس ابوبکر سه دلیل را برای عدم اقدام نظامی امیرالمؤمنین برشمرد:

۱: «انزوای ایشان»: «أنّه وحید بلا ناصر»؛ «او تنها و بدون یاور است.»

۲: «عهد الهی»: عهدی با رسول خدا دارد.

۳: «ضرب‌المثل عربی»: «مَا مِنَ الْقَبَائِلِ أَحَدٌ إِلَّا وَ قَدْ وَتِرَهُ أَوْ تَخَزَّمَهُ کَتَخَزُّمِیَّهِ الْإِبِلِ أَوَانَ الرَّبِیعِ.»؛ توضیح ضرب‌المثل: هیچ قبیله‌ای نیست مگر آن‌که (در جنگ‌ها) زخمی از علی خورده و تحت فشار ایشان قرار گرفته است؛ مانند تهاجم شتران جوان به یکدیگر در آغاز بهار. لذا هیچ یک از قبایل حاضر به همراهی و مصالحه با علی نیستند.

۵-۳: نتیجه‌گیری ابوبکر از عدم قیام

ابوبکر تصریح کرد: «فَتَعْ»؛ «پس بدان»، اگر این سه دلیل نبود، اوضاع به دست علی برمی‌گشت. وی افزود: نسبت علی به حکومت، همچون نسبت ما با مرگ است؛ ما مرگ را فراموش کرده‌ایم و او حکومت را فراموش کرده و برایش ساده است (به حکومت اعتنایی ندارد).

۴: ترسیم حماسه احد و شجاعت مولا

۱-۴: یادآوری ابوبکر از نبرد احد

ابوبکر برای تأیید قدرت و شجاعت علی …

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گعده علمی – ۱۴۰۴/۰۹/۲۵”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا