اصول
1: اصل نقش کارآمدی واقعی در حکمرانی دینی برای ایجاد مشروعیت و جلب اعتماد مردم در زندگی روزمره و اداره امور جامعه[1]
2: اصل ضرورت شفافیت و دقت در مسئلهسازی و اولویتبندی مسائل ملی بهعنوان پیشنیاز تصمیمگیریهای راهبردی و افزایش کارآمدی حکمرانی[2]
3: اصل تربیت انسانهای مسئول، آگاه و توانمند بهعنوان شرط پایدار شدن کارآمدی حکمرانی دینی و سرمایه اجتماعی نظام[3]
4: اصل پیچیدگی و چندبعدی بودن مسائل کشور بهعنوان عاملی تعیینکننده کارآمدی حکمرانی دینی و میزان اعتماد عمومی [4]
5: اصل نقش همزمان انسانسازی و توان مدیریتی در حکمرانی دینی برای افزایش کارآمدی و مدیریت مؤثر بحرانها [5]
[1] . حکمرانی دینی زمانی برای جامعه قابل باور است که بتواند مشکلات واقعی مردم را مدیریت کند و آثار ملموس در زندگی روزمره ایجاد نماید. کارآمدی واقعی شامل ارتقای شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و ایجاد نظم و عدالت در جامعه است و فقدان آن موجب کاهش اعتماد عمومی و تضعیف مشروعیت نظام میشود.
[2] . مسائل کشور زمانی قابل حل هستند که بهصورت دقیق و علمی شناسایی و اولویتبندی شوند. مسئلهسازی شفاف زمینه اتخاذ راهحلهای مؤثر را فراهم میکند و مانع اقدامات پراکنده و ناکارآمد میشود، ضمن آنکه اعتماد عمومی را تقویت میکند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.