بحث مطرحشده در باب جبر و اختیار، دارای یک ریشه بنیادین است. این ابتدا، که یکی از اصلیترین گرایش به الحاد نیز میشود، بر این استدلال استوار است که: یا خداوند وجود دارد یا ندارد. اگر خداوند در مقام الهيّت خويش تدبير امور را بر عهده دارد، در اين صورت انسان هیچکاره است و از آنجا که انسان خود را در افعال خود مختار مییابد، پس خداوندی وجود ندارد. این استدلال، که توسط مشرکین و ملحدین به کار گرفته میشود، نوعی برهان جدلی است. آنها با این جدل نتیجه گرفتند که اگر خداوند وجود داشته باشد، همه امور بر عهده اوست و انسان هیچ نقشی ندارد. اما چون انسان خود را فاعل و مختار میبیند، پس وجود خداوند منتفی است.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۸/۰۶
۵,۰۰۰ تومان
تبیین کلام امیرالمؤمنین در باب جبر و اختیار
فصل اوّل: تبیین کلام امیرالمؤمنین در باب جبر و اختیار
۱: ریشهشناسی شبه جبر و ارتباط آن با الحاد
بحث مطرحشده در باب جبر و اختیار، دارای یک ریشه بنیادین است. این ابتدا، که یکی از اصلیترین گرایش به الحاد نیز میشود، بر این استدلال استوار است که: یا خداوند وجود دارد یا ندارد. اگر خداوند در مقام الهیّت خویش تدبیر امور را بر عهده دارد، در این صورت انسان هیچکاره است و از آنجا که انسان خود را در افعال خود مختار مییابد، پس خداوندی وجود ندارد. این استدلال، که توسط مشرکین و ملحدین به کار گرفته میشود، نوعی برهان جدلی است. آنها با این جدل نتیجه گرفتند که اگر خداوند وجود داشته باشد، همه امور بر عهده اوست و انسان هیچ نقشی ندارد. اما چون انسان خود را فاعل و مختار میبیند، پس وجود خداوند منتفی است.
همین منطق در انکار مفاهیمی چون رسالت و ولایت نیز به کار میرود. به این بیان که اگر خداوند ولایتی را تعیین کند، انسانها نباید با آن مقابله کنند، و در عمل با آن مقابله کنند، پس نه ولایتی وجود دارد و نه خداوندی.
۲: پاسخ جدلی امام به شبهه
حضرت امیرالمؤمنین در پاسخ به این شبهه، که توسط فرد مسلمان اما مشخص شده بود، از همان ابزار برهان جدلی استفاده نمودند. ایشان با دو استدلال، بنیانهای فکری در مقابل را به چالش کشیدند:
۱: «باطل امر و نهی»: اگر جبر حاکم باشد و انسان فاقد اختیار باشد، وجود اوامر و نواهی الهی بیمعنا خواهد بود. بدین ترتیب، مبدأ تکالیف شرعی از اساس باطل میشود.
۲: «ابطال ثواب و عقاب»: حتی اگر وجود امر و نهی را بپذیریم، در فرض حاکمیت جبر، ترتب ثواب و عقاب بر افعال انسان، امری عبث و بیمورد خواهد بود. بدینترتیب، منتهای (نتیجه) تکالیف نیز از معنی تهی میگردد.
در واقع، امام با این برهان جدلی، هم مبدأ (تکالیف) و هم منتهای (جزای اعمال) نظام تشریع را که مورد قبول فرد مسلمان بود، در گروی نفی جبر قرار دادند.
۳: برهان یُسر و عُسر و تحلیل شخصیت پرسشگر
امام علاوه بر برهان جدلی، از یک برهان منطقی نیز بهره جستند که به «برهان یُسر و عُسر» موسوم است. بر اساس این برهان، اگر همه امور جبری بود، دیگر مفهومی به نام «یُسر» (آسانی و گشایش) وجود نمیداشت و همه چیز ذیل «عُسر» (سختی و تنگنا) تعبیر میشد، زیرا جبر فینفسه نوعی عُسر است. این در حالی است که قرآن کریم به صراحت بیان میدارد: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسرِ یُسراً، إِنَّ مَعَ الْعُسرِ یُسراً»[۱] وجود یُسر در کنار عُسر، مستلزم وجود اختیار است.
استدلال امام نشان می دهد که، فردی عادی نبوده، شاید احتمالاً از فقها و دانشمندان با زمان خود بوده است که چنین براهین دقیق و پیچیدهای با او به مباحث پرداختهاند.
۴: زمینه تاریخی: سرخوردگی پس از جنگ صفین
این پرسش در بستر تاریخی سرخوردگی و یأس پس از جنگ صفین مطرح شد. شبهه اصلی پرسشگر این بود که اگر تقدیر از پیش مشخص بود، اساساً چرا باید در جنگ شرکت میکردیم؟ و اگر هم شرکت ما در جنگ خود بخشی از تقدیر بوده است، پس فعلی جبری انجام دادهایم و مستحق ثوابی نیستیم. این شبهه میتوانست حرکت و جهاد در آینده را از بین ببرد. او با این استدلال، هم مشروعیت گذشته را زیر سوال میبرد و هم راه آینده را مسدود میکند. این حالت، نوعی از عدم موفقیت در جنگ بود که برای او شبهه کرده بود.
ذکر این نکته ضروری است که امیرالمؤمنین در جنگ صفین پیروزی قطعی داده و سپس به آهستگی فرموده بود: «انشاءالله». این نشان از پیچیدگی تقدیرات الهی دارد.
* * *
فصل دوّم: تحلیل مفاهیم کلیدی در حدیث و مباحث تکمیلی
۱: تبیین رابطه اراده انسان با قضا و قدر الهی
در پاسخ به موضوع جبر و اختیار، باید گفت که اراده انسان، آخرین جزء از علت تامه برای یک فعل است. به عبارت دیگر، خداوند اراده کرده است که افعال از طریق اراده انسان محقق شود. تمامیات و شرایط برای انجام یک کار مقدماتی ارائه میشود و در نهایت این انسان است که با اراده خود، یکی از علل را تکمیل میکند و فعل را به صورت میپیوندد.
بنابراین، …
[۱]. شرح: ۶-۵.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.