گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۷/۲۰

۶,۰۰۰ تومان

از جمله حکمت‌های ارزشمند و پُرمایه کتاب گران‌سنگ نهج‌البلاغه، حکمت شصت‌وششم است که در آن، مولی‌الموحدین و امیرالمؤمنینشیعیان خود را این‌گونه تربیت می‌کنند: «فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَی غَیْرِ أَهْلِهَا». مفهوم این عبارت آن است که نمی‌شود یک نیاز یا خواست، بسی سزاوارتر و آسان‌تر از طلب آن از ناهلان است. موضوع اصلی، نفس «طلب کردن» نیست، بلکه «طلب کردن از غیر اهل آن» است. یعنی درخواست از فردی که به عدم کرامت، بخل و منت‌گذاری شناسایی شده است. در چنین شرایطی، چشم‌پوشی از حاجت، بهتر از درخواستی است که به خواری و تذلیل انسان منجر شود.

Category:

حکمت۶۶: «وَ قَالَ (علیه السلام): فَوْتُ الْحَاجَهِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَیْرِ أَهْلِهَا.»

و درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن حاجت بهتر از درخواست کردن از نااهل است.

تبیین حکمت ششم نهج‌البلاغه: حفظ کرامت نفس

از جمله حکمت‌های ارزشمند و پُرمایه کتاب گران‌سنگ نهج‌البلاغه، حکمت شصت‌وششم است که در آن، مولی‌الموحدین و امیرالمؤمنینشیعیان خود را این‌گونه تربیت می‌کنند: «فَوْتُ الْحَاجَهِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَی غَیْرِ أَهْلِهَا». مفهوم این عبارت آن است که نمی‌شود یک نیاز یا خواست، بسی سزاوارتر و آسان‌تر از طلب آن از ناهلان است. موضوع اصلی، نفس «طلب کردن» نیست، بلکه «طلب کردن از غیر اهل آن» است. یعنی درخواست از فردی که به عدم کرامت، بخل و منت‌گذاری شناسایی شده است. در چنین شرایطی، چشم‌پوشی از حاجت، بهتر از درخواستی است که به خواری و تذلیل انسان منجر شود.

در روایتی منقول از امام صادق نیز با مضمونی مشابه آمده است که قرار دادن دست در دهان اژدها، برتر از دراز کردن دست به سوی کسی است که ممکن است آن را رد کند و فرد را خوار کند.

همچنین در روایتی دیگر نقل شده است که فردی دعا کرد: «خداوندا! مرا محتاج هیچ‌یک از مخلوقات مگردان». رسول گرامی اسلام فرمودند: این‌گونه صحیح است، زیرا خداوند ما را محتاج آفریده است. بلکه باید دعا کرد: «خداوندا! ما را محتاج اشرار خلقت مکن». ارتباط با دوستان أهل‌البیت، کریمان، علما و بزرگان و درخواست از آن‌ها، انسان را از مسیر عزت خارج نمی‌کند. اما باید از گرفتار شدن در مسیر ناهلان و نامردان به خدا پناه برد.

زمینه تاریخی: نقبای دوازده‌گانه امیرالمؤمنین

پنج روز پس از شهادت رسول گرامی اسلام، در اولین جمعه، ابابکر بر پله نخست منبر پیامبر در مسجدالنبی تکیه زده بود. در این هنگام، امیرالمؤمنینو گروهی از دوستانشان که متشکل از دوازده نفر بودند، برای احتجاج وارد مسجد شدند. این دوازده تن را می‌توان «نقبای امیرالمؤمنین» نامید. به نظر می‌رسد این اقدام، سنتی بود که امیرالمؤمنیناز رسول‌الله آموخته بود. رسول اکرم پیش از هجرت به مدینه و در پیمان عقبه دوّم، از میان هفتاد نفر، دوازده نقیب (نماینده و وکیل) را به انتخاب جبرئیل برگزیدند تا با آماده شدن طوایف مدینه را برای هجرت زمینه‌ای فراهم ساختند.

امیرالمؤمنیننیز پس از رحلت پیامبر، نقشه راه مرحله‌ای برای مقابله با غاصبان حق خود را طراحی کرد که یکی از این مراحل، اعزام همین هیئت دوازده‌ نفره برای اتمام حجّت در مسجد بود.

شخصیت‌شناسی سهل بن حنیف و جایگاه وی نزد امیرالمؤمنین

پس از سخنرانی ابوالهیثم بن تیهان، یکی دیگر از یاران محبوب امیرالمؤمنینبه نام سهل بن حنیف به پا خاست. وی برادر عثمان بن حنیف و از بهترین یاران مولی‌الموحدینبه شماره می‌رفت. امام صادقدر وصف او فرمودند که در قریش و عرب نظیری نداشت.

برای درک شأن و منزلت سهل نزد امیرالمؤمنین، می‌توانم به حکمت ۱۱۹ نهج‌البلاغه رجوع کنم. پس از آن‌که سهل بن حنیف در کوفه وفات یافت، امیرالمؤمنیندر سوگ او فرمودند: «لَوْ أَحَبَّنی جَبَلٌ لَتَهَافَتَ»؛ «اگر کوهی مرا دوست بدارد، در هم فرو می‌ریزد و متلاشی می‌شود». این جمله نشان‌دهنده عمق متقابل امام و این صحابی بزرگ است. عموم مفسران این کلام را به معنای لزوم برای بلا در مسیر محبت أهل‌البیت تفسیر کرده، اما می‌توان آن را به عنوان درد دل امامدر فراق یاران نیز نگریست. آن‌ها که به‌ تازگی از جنگ صفین بازگشته بودند، با این کلام شاید اشاره کنند که هرکس به آن علاقه داشت، از دستشان رفت. امام، سهل را به کوهی تشبیه می‌کنند که دوست می‌داشتند.

متن خطابه سهل بن حنیف در مسجدالنبی

سهل بن حنیف قیام گفت: «ثُمَّ قَامَ سَهْلُ بْنُ حُنَیْفٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ وَ صَلَّی عَلَی النَّبِی». شیوه او در آغاز کلام با حمد و ثنا و صلوات، با سایر اصحاب متفاوت بود. سپس خطاب به حاضران فرمود: «یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ! اشْهَدُوا عَلَیَّ أَنِّی أَشْهَدُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ قَدْ رَأَیْتُهُ فِی هَذَا الْمَکَانِ…»؛ «ای گروه قریش! بر من شهادت می‌دهم که من شهادت می‌دهم بر رسول خدا، در حالی که او را در همین مکان دیدم… .»

او ادامه داد که من با چشمان خود دیدم در همین مکان، پیامبر در حالی که دست علی بن ابی‌طالبرا گرفته بود ـ وَ هُوَ آخِذٌ بِیَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ـ این‌چنین فرمود: «أَیُّهَا النَّاسُ! هَذَا عَلِیٌّ إِمَامُکُمْ مِنْ بَعْدِی، وَ وَصِیِّی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ وَفَاتِی، وَ قَاضِی دَیْنِی، وَ مُنْجِزُ وَعْدِی، وَ أَوَّلُ مَنْ یُصَافِحُنِی عَلَى حَوْضِی. فَطُوبَى لِمَنْ تَبِعَهُ وَ نَصَرَهُ، وَ الْوَیْلُ لِمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ وَ خَذَلَهُ.»؛ «ای مردم! این علی، امام شما پس از من است؛ و وصی من در دوران حیات و پس از وفاتم؛ و اداکننده دِین من؛ و وفاکننده به وعده‌هایم؛ و اوّلین کسی است که در کنار حوض کوثر با من مصافحه می‌کند. پس …

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۷/۲۰”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا